144با جمله «
حَسْبُنا كِتابُ اللهِ » سخن پيامبر را رد كردند. (به همانگونه كه ما در برابر ديدگاه ديگران چنين كارى مىكنيم)، مثل اينكه خداى ناكرده پيامبر گرامى اسلام موقعيت كتاب خدا را نمىدانست، يا اينكه آنها به ويژگىها و قواعد كتاب خدا بيشتر دانا بودند؟!
اى كاش به همين اندازه قناعت كرده بودند و در حال احتضار پيامبر(ص) آن جمله ناپسند را به آن وجود نازنين نگفته بودند.
مگر آنهايى كه نص صريح پيامبر(ص) را ناديده گرفتند و به كتاب خدا قناعت كردند، هر ساعت و شب و روز اين آيه قرآن را تلاوت نمىكردند كه مىفرمود: «آنچه را رسول خدا براى شما آورده، دريافت كنيد و از آنچه شما را نهى كرده، خوددارى نماييد!» 1
و مگر آنهايى كه چنين جملهاى را به زبان راندند، بيان خدا را قرائت نكرده بودند كه فرموده است:
اين گفتار پيامبر بزرگوارست كه نزد خداى مقتدر با جاه و منزلت، با قوت و قدرت است، فرمانده فرشتگان و امين وحى خداست، او داراى عقل كامل است و هرگز مجنون نيست! 2
و «اين سخن رسول بزرگوار است، نه قول شاعر و خيالبافى. اندكى از شما ايمان مىآوريد و همچنين سخن كاهن و جادوگر نيست، افراد كمى از شما به اين مطلب توجه داريد؟ اين قرآن از جانب پروردگار جهانيان نزول يافته است!» 3