136اما خليفه اول و پيروان وى، نص در خلافت را، به همان دلايلى كه بيان شد و با توجه به روحيه سياستطلبى كه داشتند، تأويل كردند.
اكنون نمونهاى از تأويلهاى خليفه اول، كه اثبات مىكند كه اجتهادكننده معذور است را از نظر مىگذرانيم:
ماجراى «جيش اسامه»
اين ماجرا در صفر سال (11 هجرى) رخ داد. سريه «اسامة بن زيد بن حارثه»، براى جنگ با روميان آخرين سريه زمان رسول خدا(ص) بود كه آن حضرت براى انجام آن سريه اهتمام و ارزش فراوانى قايل بود و اصرار داشت كه چهرههاى معروف مهاجر و انصار، همچون ابوبكر، عمر، ابوعبيده جراح و سعد در آن شركت داشته باشند. 1
پيامبر(ص) اسامه را فراخواند و دستور داد:
تو را فرمانده ارتش قرار دادم. حركت كن و در همان مكانى كه پدر تو شهيد شد، كار جنگ با اهل ابْنَى 2 را خاتمه بده. در اين جنگ بايد بكوشى كه بر دشمن پيشى گيرى. براى اين منظور ديدهبانان و كارشناسان را مقدم بدار و خود عقبتر از آنها حركت كن. اگر خداوند پيروزى نصيب تو كرد، آنجا توقف مكن و زود مراجعت كن.
اما روز 28 صفر، بيمارى بر آن حضرت غلبه كرد و چون روز 29 فرا رسيد و حضرت متوجه شد كه سپاه سستى مىكند، از خانه خارج شد و ارتش را تشويق