81استدلال اين پژوهش، در اينجا به پايان مىرسد. اما مطلبى تجربى را به آن مىافزايم كه افزون بر استدلال دينى، رياضى و اقتصادى، يك بررسى تجربى ساده است. در واقع، اينجانب مصاحبههاى غيررسمى و دوستانهاى را با تعدادى از حجاج دانشگاهى داشتم، كه افزون بر آن، شواهد عينى خود را به آن افزودم. تصور ابتدايى اينجانب اين بود كه شايد بتوان در قالب حجاج دانشگاهى، نمونه و جمعيت را برابر دانست؛ چون مىتوان گفت كه بحث، جنبه تخصصى پيدا مىكند. اين مصاحبههاى غيررسمى، كه با 38 نفر صورت گرفت، داراى چند سؤال بود كه البته روى دو مورد توجه و تأكيد بيشترى داشتم:
1. مهمترين دغدغه و دشوارى شما در اجراى مراسم حج چه بوده است؟
2. با توجه به گفته برخى كه قبل از انقلاب، خدمات كاروانهاى حج بخش خصوصى با دشوارىهاى كمترى همراه بوده است، شما دو كاركرد قبل از انقلاب و پس از انقلاب را چگونه مقايسه مىكنيد؟
مىتوان نتايج اين مصاحبههاى دوستانه را چنين برشمرد:
1. بيشتر پاسخگويان، احساس رضايت مىكردند كه با وجود همه مشكلات، توانستهاند به اين سفر بروند و از لحاظ معنوى، حج را خوب توصيف مىكردند.
2. در امور ديگر قضاوتهاى متفاوتى داشتند. از غذا و تداركات ميان دانشگاهيان نارضايتى زيادى نبود. اما از بىنظمى و اتلاف وقت شكايت داشتند.
3. حدود 65 درصد آنها (25 نفر از 38 نفر)، از دشوارىهاى انجام دادن مناسك، با توجه به تعدد مراجع تقليد و سوگيرىهاى مديريت مركزى حج، شكايتهايى داشتند.
4. نبود اطلاعرسانى، آزادى نداشتن براى سفر به شهرهاى ديگر عربستان، الزامى بودن برخى مراسمها از سوى مديريت، از دغدغههاى ديگر، حدود 58 درصد، آنها بود.
5. برخى از حجاج كه از اهلسنت بودند، از بىتوجهى مديريت مركزى به آنها در برخى از موارد گلايه داشتند.
6. در ارتباط با سؤال محورى دوم، بالاى 68% (26 نفر از 38 نفر) از كارآمدى نسبى كاروانهاى خصوصى حمايت مىكردند و بيشتر آنهايى كه اساتيد اقتصاد بودند، بهطور جدى به ناكارآمدى سيستم رسمى و حكومتى اشاره داشتند.
7. بيشتر آنهايى كه سن بالاترى داشتند و فضاى حج قبل از انقلاب را درك كرده بودند، خاطراتى هم داشتند كه سادهتر بودن مراسم و دغدغه كمتر، محور آنها بود.
8.گروههايى كه خود اينجانب ميان آنها بودم، حدود 42 نفر بودند كه قبل از تشرف به خانه خدا، يا