324ميان 1 علما، در مورد اخير، نظر واحدى ديده نمىشود؛ بعضى از آنها معتقدند كه بايد زاد و توشه راه، در شأن و شرافت فرد باشد. برخى ديگر عقيده دارند كه شأن داشتن مرتبط با شرف، در زاد و توشه راه، دخيل نمىباشد. بنابراين، معتقدند كه استطاعت شرعى يا عرفى، بدون آن نيز براى شخص حاصل مىشود.
شهيد ثانى 2 ازكسانى است كه مراعات شرافت را در وسايل سفر حج لازم نمىدانند. ايشان، در كتاب الروضۀ البهيه مىفرمايد:
شرط وجوب حج، علاوه بر بلوغ، عقل، حريت، وسيله حمل و نقل و توشه راه است. وسيله راه نيز، بايد بهگونهاى باشد كه قوّت و ضعف شخص، در آن مراعات شود؛ ولى اگر پياده راه رفتن براى او آسان باشد، لازم نيست كه وسيله سفر، مناسب حال او از لحاظ شرف و عدم آن باشد.
محمّد بن الحسن الاصفهانى 3 در كشف اللثام نيز، معتقد به اين نظريه است. درطرف مقابل، مرحوم علّامه، در كتاب قواعد وتذكره، محقّق ثانى، صاحب جواهر، صاحب عروۀ الوثقى و امام خمينى، نظر ديگرى دادهاند وفرمودهاند: «شرف افراد، در وسايل راه بايد مراعات شود». مرحوم علّامه 4 در قواعد فرمودهاند: «زاد و راحله بايد مناسب مثل فرد باشد».
در كتاب تذكره 5، مراد خود را از رعايت مثل فرد اينگونه بيان كردهاند.
روش زندگى افراد با يكديگر، به لحاظ خشونت و لطافت متفاوت است. انسانى كه درطبقات برترى از زندگى است نيازهايش بيش از انسانى است كه در طبقات پايين است.
صاحب جواهر 6 مىفرمايد: «مراد از راحله، (وسيله سفر) وسيلهاى است كه مناسب مثل او باشد؛
در كتاب قواعد نيز همينگونه آمده است و ظاهر كلام محقّق، در شرايع و علّامه در قواعد نيز اين است كه وسيله سفر، هم بايد با قوّت و ضعف بدنى فرد سازگار باشد و هم با شرافت و پايينى سطح زندگى او. صاحب عروۀ الوثقى 7 مىفرمايد:
از ادلّه بهدست مىآيد حج وقتى بر فرد واجب مىشود كه وسايل سفر به لحاظ كيفيت مناسب شأن او مهيا شود. پس زمانىكه شأن او سوار شدن بركجاوهها وكنيسههاست، بهگونهاى كه