3231. اجماع علما، كه به همه اشيا سرايت نمىكند و فقط چند مورد را در بر مىگيرد و مىتوان احتمال داد كه استثنا اين اشيا نيز، براساس اجتهاد علما باشد.
2. دليل نفى عسر و حرج در اسلام كه شمول دامنه آن به كلّيه اشيا مرتبط با شرف، منوط به اين است كه فروش آن اشيا باعث عسر و حرج نوعى و يا شخصى شود.
3. بعضى روايتها بر اين مطلب دلالت دارند كه آنچه كمبودش موجب بىطاقت شدن فرد مىگردد، شخص، با آن مستطيع نمىشود. 1
مرحوم نراقى، به برخى از اين روايتها تمسّك جسته است؛ ولى دلالت اين روايتها بر استثنا وسايل مرتبط با شرف نيز، منوط به اين است كه فروش اين اشيا، شخص را بىطاقت بسازند و نتيجه اينكه، رعايت نيازهاى شأنى و لحاظ آنها در زندگى خاص و معين، مرتبط با استطاعت حج و لازم نبودن فروش آنها به استثنا، مسئلهاى اختلاقى بوده و لااقل استثنا بودن آنها، وابسته به اين است كه لحاظ نشدنشان موجب عسر و حرج در زندگى، يا بىطاقت شدن افراد مىشود.
دوم - تأثيرپذيرى مخارج سفر، رفت و بازگشت از شرف
فراهم بودن وسايل رفت و آمد به حج، (زاد و راحله) از مخارجى است كه زمينه استطاعت شرعى را فراهم مىكند. در جهان خارج، راههاى فراوانى براى رفتن به حج وجود دارد. در نتيجه، مخارج متفاوتى نيز بهوجود خواهد آمد؛ بنابراين استطاعت نيز مىتواند متفاوت شود.
در زمان ائمّه و پيامبر(ص)، حجّاج، هم با پاى پياده به سفر حج مىرفتند و هم با اسب، قاطر و الاغ. چنانكه در شرايط كنونى نيز، راههاى متفاوتى وجود دارد و بهطور طبيعى مخارجى كه با كرايه اسب بهوجود مىآيد، بيش از مخارج رفتن با الاغ و پاى پياده است. چنانكه مخارجى كه براى هواپيما وجود دارد، خيلى بيش از مخارج اتوبوسهاى مسافر برى است. بنابراين، راههاى متفاوت، مخارج و استطاعتهاى متفاوتى را مىطلبد.
البته ممكن است، بعضى از اشخاص به لحاظ قوّت وضعف بدنى، توانايى سفر با بعضى از اين وسايل را نداشته باشند و فقط با بعضى ديگر بتوانند به حج بروند. در اين صورت، شك وشبههاى نيست كه تهيه آن وسايل؛ جزئى از استطاعت آنهاست چون مناسب جسم آنها است ولى در صورتى كه شخص به لحاظ جسمى بتواند با تمامى وسايل متعارف به سفر حج برود؛ ولى بعضى از اين وسايل با شرف و طبقه او سازگار نباشد، آيا استطاعت با حصول وسايل مناسب شأن و شرف او حاصل مىگردد و يا با همه وسايلى كه سفر با آنها در جامعه متداول است؟