255
يكى از ادله حكومت و حدود حاكميت
يكى از ادله مهم ولايت و حدود آن را در شريعت، مىتوان آيه ( النَّبِيُّ أَوْلىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) (احزاب:6) دانست. بررسى دلالت آيه بر اصل ولايت وحدود آن ضرورى است و بحث را بايد در دو جهت دنبال كرد: يكى اينكه ولايتى كه از آيه استفاده مىشود، چه مقدار است تا چنانچه دليل اقتضا كند كه ولايت حاكم غيرمعصوم به مقدار ولايت معصوم است، حكم به ثبوت آن براى غيرمعصوم بشود، جهت دوم اينكه ولايت مستفاد از آيه براى خصوص پيامبر است يا اينكه آيه، بهطور مستقل يا به ضميمه دليلى ديگر، دلالت بر ثبوت ولايت براى مطلق حاكم حتى غيرمعصوم مىكند.
جهت اول: از آيه شريفه استفاده مىشود كه ولايت پيامبر بر آنچه مؤمنان بر آن ولايت دارند، اولى و مقدم است. مفهوم از اولويت در مورد، تقدم و تعين است و نه اولويت استحبابى. اين اولويت نظير اولويت در آيه ( أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ ) (انفال: 75) است كه منظور در آنجا هم تعيين الزامى است.
اما آيه هيچگونه دلالتى ندارد كه مؤمنان بر چه چيزى ولايت دارند تا ولايت پيامبر(ص) بر ايشان مقدم باشد. به اصطلاح، موضوع ولايت پيامبر در آيه، ولايت اشخاص است و حكم آن تقدم ولايت پيامبر(ص) است، و مىدانيم قضيه مشتمل بر حكم، دلالتى بر تحقق يا عدم تحقق موضوع خود ندارد. بلكه نهايت دلالت آن، ثبوت حكم بر فرض تحقق موضوع آن است.
بنابراين بايد موارد ولايت اشخاص را از ادله ديگر تعيين كرد، و سپس حكم به تقدم ولايت پيامبر(ص) در آن موارد كنيم؛ براى مثال اشخاص براساس دليل سلطنت، بر مال خود بر فروش، هبه و ديگر تصرفات اعتبارى و غيراعتبارى، مانند اتلاف، ولايت دارند. در نتيجه پيامبر(ص) نه تنها بر اموال اشخاص ولايت دارد، بلكه ولايت او مقدم بر خود آنهاست؛ يعنى اگر پيامبر(ص) مصلحت بداند، مال شخصى را بفروشد يا در مسير مصالح جامعه استفاده ديگرى كند، مثل اينكه زمين فردى را براى توسعه راههاى عمومى تصرف كند، اين حق براى او ثابت است و مالك، حق اعتراض و ممانعت، به دليل مالكيت، نخواهد داشت.
مثالى ديگر: اشخاص در اشياى بدون مالك خاص، چنانچه حق تصرف يا تملك داشته باشند، پيامبر(ص) مىتواند در آن موارد تصرف كند و آن مال را به تملك خود يا آنكه صلاح مىداند، درآورد.
ولايت مردم به نصب حاكم
گفتنى است پيامبر(ص) در قضيه غدير و نصب اميرمؤمنان(ع) براى امامت مسلمانان، به مضمون همين آيه استناد كرد، كه از اين مطلب، ولايت خود مردم بر نصب حاكم در فرضى كه پيامبر اعمال ولايت