40جايز است و گفته شده كه توسّل به انسان شايسته مستحب است».
احمد در كتاب «منسك» خود كه آن را براى مَرْوَزى نوشته است، مىگويد: «وى در دعايش به پيامبر توسّل مىجست» و در كتاب «المستوعب» و ديگر كتب خود، به موضوع جواز توسّل، يقين نموده است.
اشكال دوم: حقيقت توسل به دعاى پيامبر(ص) برمىگردد نه به شخص او
ابنتيميه مىگويد:
دعاى عمربنخطاب در ماجراى درخواست باران، ميان مهاجرين و انصار معروف است، آنجا كه گفت: «اللهمّ إنّا كنّا إذا أجدبنا نتوسّل إليك بنبينا فتسقينا، و إنّا نتوسّل إليك بعمّ نبيّنا»، دليل بر اين است كه توسل حقيقى از ديدگاه آنان، همان توسل به دعا و شفاعت رسولخدا(ص) بوده نه درخواست از شخص او؛ زيرا اگر چنين چيزى صحيح به نظر مىرسيد، عمر و مهاجرين و انصار، در مورد درخواست باران، از رسول خدا(ص) صرفنظر نمىكردند و به درخواست از عبّاس (عموى پيامبر) تن در نمىدادند. 1
در جايى ديگر گفته است:
همچنين در روايت صحيح از فرزند عمر و أنس و غير از اين دو، آمده است كه هرگاه دچار خشكسالى مىشدند فقط به دعاى پيامبر و درخواست بارانى كه او مىنمود، متوسّل مىشدند.
از هيچ راوى از راويان مزبور نقل نشده كه رسول اكرم(ص) در دوران حيات خويش، آفريده يا غيرآفريدهاى را براى درخواست از خداوند،