39ويژه او گردانده باشد؛ نظير بسيارى از مواردى كه در خصوص آنها روايات صحيحى وارد شده است و آنجا كه خصوصيات مطرح مىگردد، جايى براى قياس وجود ندارد. بنابراين، كسانىكه توسّل فرد نابينا را به شخص رسول خدا(ص) مىدانند، بايد به همان بسنده كرده و پا فراتر نگذارند. چنانكه از امام احمد و شيخ عز بن عبدالسلام نقل شده و شيوه بحث علمى توأم با انصاف نيز اقتضاى همين معنا را دارد. 1
شما را به خدا چرا بايد اين سخن رياكارانه، از پايه و اساس مطرح شود و دلائل صحيح، رها گردد و از سخنانى خلاف قاعده تقليد شود؟ وانگهى در عبارت وى مطالبى نكوهيده وجود دارد كه بر كسى پوشيده نيست.
بنابراين، وى كه توسل را منحصر به پيامبر(ص) مىداند، سخنى بدون دليل و تخصيصى بدون مُخصّص است و خصوصيت، جز با دليل، قابل اثبات نيست.
اگر امام احمد، توسّل به وجود اقدس پيامبر را جايز مىداند، چرا منع از توسّل به غير پيامبر، از او نقل مىشود؟! و كسىكه اين مورد را از او نقل كرده، در حقيقت به او تهمت زده است. حَنبلىها كه رهبر خود را بيش از ديگران مىشناسند، توسّل را آنگونه كه البانى مدّعى شده، منحصر به پيامبر نمىدانند.
«ابن مفلّج حنبلى» در كتاب «الفروع» 2 مىگويد: «توسّل به انسان شايسته،