229كسانىكه اين روايت را به نحو مرفوع نقل كردهاند، عبارتند از:
1. يحيى بن ابوبُكَير: بَغَوى آن را در «حديث على بن الجعد» و بيهقى در «الدعوات الكبير» 1 نقل كرده است.
2. محمد بن فضيل بن غزوان: ابن خزيمه، اين روايت را در «التوحيد» آورده است. 2
3. سليمان بن ابوخالد احمر: ابن خزيمه، آن را در «التوحيد» 3 نقل كرده است.
4. عبدالله بن صالح عجلى: طبرانى آن را در «الدعاء» 4 و ابن سنى 5 روايت نموده است.
5. فضل بن موفق: روايتِ وى را ابن ماجه 6، نقل كرده است.
6. يزيد بن هارون: احمد آن را در «مسند» 7 و بَغَوى در «حديث على بن الجعد» و احمد بن منيع به نحوى كه در «مصباح الزجاجة» 8آمده است از طريق يزيد بن هارون، از فضيل بن مرزوق، از عطيه عوفى، از ابوسعيد خُدرى نقل كرده است و مىگويد: «به فضيل گفتم: آيا اين روايت را به پيامبر رسانده است؟ مىپندارم كه رسانده باشد و سپس روايت را به نحو