230مرفوع نقل مىكند».
پاسخ اين است كه اين تصور، رجحان دارد و به حرف «قَدْ» تقويت شده است. «قَدْ» حرف تحقيق است و در اينجا بر سر فعلِ ماضى درآمده و آن را به زمان حال نزديك ساخته است. بر اين اساس، روايت يزيد بن هارون، بهطور حتم از قسم مرفوع است. اين سخن ساخته و پرداخته متأخرين از حُفّاظ است كه درباره حديث، چنين گفتهاند.
راويانى كه اين حديث را به نحو موقوف نقل كردهاند، عبارتند از:
1. ابونعيم فضل بن دكين: آن را در كتاب «الصلاة» همانگونه كه در «امالى الاذكار» 1 آمده، نقل كرده است.
2. وكيع بن جراح: روايت او را ابن ابوشيبه در «المصنّف» 2 آورده است.
در اين زمينه، محدثان دو شيوه دارند كه هر دو، نقل روايت را به نحو مرفوع تقويت مىكند:
الف) راوى ثقه به روايت، مطلبى بيفزايد، در اين صورت، «مقبوله» 3 است؛ زيرا حكم مىشود به نفع كسى كه بخش اضافهاى بياورد و اين شيوه خطيب بغدادى و جمعى از علماى فقه، حديث و اصول است.
ب) ترجيح روايت مرفوع به اعتبار قرينهها كه حكم به مرفوع بودن حديث را تقويت مىكند؛ زيرا تعداد كسانىكه اين حديث را به نحو مرفوع