206مذهب آنان باشد، به خدا پناه مىجوييم، تو را به خدا به من بگو: كداميك از اين انسانها، سزاوار ايراد و خدشهاند، بىترديد ناصبى منافق، فرومايه، خوار و ذليل خواهد بود.
درباره كسىكه به عطيه ايراد وارد كرده است و سبب آن را نقل مطلب ناپسند عطيه مىداند، بايد گفت كه من در جاهايى كه به بيان شرح حال عطيه عوفى پرداخته شده است، به موردى برنخوردم جز ابن عدى كه در بيان حالات عطيه، حديثى را در «الكامل» 1 به عنوان دليلى براى تأييد ادّعاى خويش، نقل مىكند؛ ولى مدعاى خود را به صراحت بيان نمىكند.
احمد بن حنبل، درباره روايت عبدالملك، به نقل از عطيه، از ابوسعيد از رسولخدا(ص) كه فرمودند: «
تَرَكتُ فيكُم الثّقلين » 2 مىگويد: «روايات كوفيان، منكراند (مخالف مشهوراند)».
پاسخ اين است كه: منكر بودن حديث داراى معانى متعددى است، از جمله:
1. با حديث شاذ، در يك رديف باشد.
2. راوى ضعيف، با كسىكه از او بيشتر مورد وثوق است، مخالفت داشته باشد.
3. فقط راوى ضعيفى آن را نقل كند كه احتمال منفرد بودن وى، در نقل نمىرود و راوى تابع و شاهد نيز نداشته باشد.
4. متن روايت، نامأنوس و همراه با الفاظ ركيك و مخالف اصول باشد.