2075. روايت، به طور كلى از يك نفر نقل شود، هرچند به يكى از طُرقِ نقل، اين كار انجام پذيرد.
در پاسخ مورد نخست كه حديث منكر، با شاذ در يك رديف باشد، بايد گفت: عطيه عوفى نه در متن و نه در اسناد روايتى، با هيچكس مخالفتى نكرده است.
پاسخ دوم نيز مانند مورد نخست است.
اگر مقصود از منكر معناى سوم باشد، عطيه حديث را به تنهايى نقل نكرده است، بنابراين، انفراد منطبق بر آن نخواهد شد.
معناى چهارم منكر نيز، در اينجا به طور كلى منتفى است و بين آن و بين ديگر موارد، تعارضى وجود ندارد؛ بلكه افاده علم مىكند.
فقط مورد پنجم باقى مىماند كه راوى، تنها از ناحيه عطيه، از ابو سعيد خُدرى نقل شده باشد كه گفته احمدبن حنبل را بايد بر همين معناى پنجم حمل نمود.
ابوزرعه مىگويد: «عطيه، فردى نسبتاً ضعيف است». ابوحاتم رازى مىگويد «وى فردى ضعيف است؛ ولى احاديث وى درج مىشوند».
آنچه را ابوزرعه و ابوحاتم درباره عطيه گفتهاند، خدشه و ايرادى است كه سبب و علت آن بيان نشده است و آنگونه كه در قواعد حديث آمده است و به همين صورت نيز عمل مىشده است، اين نوع ايراد و اشكال، مردود است. در برابر اين ايراد و اشكالات تعديلى كه در حق عطيه عوفى صورت گرفته است، بايد ارزيابى گردد؛ اما در اينجا دو مطلب، لازم به يادآورى است: