205اصلى مُسلّم است.
از جمله مواردى كه موجب افزايش ايراد و خدشه آنان بر عطيه شده است، اين است كه وى از دوستداران على بن ابىطالب(ع) 1 بوده است، بهگونهاى كه نواصب، ناسزاگويى به على(ع) را بر او عرضه كردند؛ ولى عطيه از اين كار سر باز زد. چنين عملى بايد به حساب شايستگى وى نهاده شود؛ اما چه مىتوان كرد كه نواصب اهل افراط و صاحب قدرتاند.
ابن سعد در «الطبقات» 2 مىگويد:
عطيه با كمك ابن اشعث دست به شورش زد، حجّاج بن يوسف به محمد بن قاسم نوشت كه عطيه را به ناسزاگويى على[(ع)] وادارنما. اگر از انجام دادن آن سر باز زد، او را چهارصد تازيانه بزن و محاسنش را بتراش. محمد بن قاسم از عطيه درخواست انجام دادن اين كار را نمود، وى از ناسزاگويى سرباز زد و محمد بن قاسم دستور حجّاج را درباره وى اجرا كرد.
شجاعت اين مرد و عشق و علاقهاش به على را ملاحظه كنيد. در روايت صحيح السند از رسول خدا(ص) نقل شده كه به على(ع) فرمود: «كسى جز اهل ايمان دوستدار تو نيست و جز اهل نفاق، كسى كينه تو را به دل ندارد».
از شر نواصبى كه براى خود قواعدى جعل كردهاند كه در خدمت