161مناقشه درباره رجال، اساتيدش به او مراجعه مىكردند و دارقطنى از جمله مشايخ حديثِ وى بود كه او را بر ابن منده، مقدم مىدانست.
حافظ ابوحازم عبدوى مىگويد
از اساتيدمان شنيدم كه مىگفتند: شيخ ابوبكر بن اسحاق و ابوالوليد نيشابورى، در مورد پرسش از جرح و تعديل و اشكالات حديث و صحيح و غير صحيح بودن آن، به ابوعبدالله حاكم رجوع مىكردند.
عبدوى مىافزايد:
نزديك سه سال نزد شيخ ابوعبدالله عصمى اقامت گزيدم و در جمع اساتيدمان كسى را پرواپيشهتر و پژوهندهتر از او نديدم. هرگاه برايش مشكلى پيش مىآمد، به من دستور مىداد آن را به ابوعبدالله حاكم بنويسم و آنگاه كه پاسخ وى مىآمد، به گفته او قطع و يقين داشت و بر اساس آن حكم مىكرد. پنجاه سال بر مشايخ حديث تفوق داشت
و در «طبقات الشافعيه» 1 نيز همينگونه آمده است.
آرى، ذهبى در بخش «ذكر من يعتمد قوله فى الجرح و التعديل» 2 آورده است كه حاكم نيز مانند ترمذى، از مداراكنندگان در توثيق است. من مىگويم: آسانگيرى يا مداراى حاكم مخصوص حكم در احاديث مستدرك است و چنانكه در جاى خود روشن است، پيش از آنكه به اصلاح همه آن بپردازد، از دنيا رفت و توثيق روحبن صلاح، خارج از مستدرك، در «سؤالات السجزى» قرار دارد. از جمله امورى كه جنبه مدارا و آسانگيرى وى را تقويت مىكند اين است كه او احاديث مربوط به فضائل على(ع) را كه