160اعتماد باشند و روايت منكر (خلاف مشهورى) را نقل نكند، از ديدگاه ابنحبان، مورد اعتماد و ثقه است. البته تنها ابنحبان به اين شيوه عمل نكرده است؛ بلكه بيشتر علما، اين راويان را مجهول الحال مىدانند.
نسبت دادن مدارا و آسانگيرى به ابنحبّان، فقط در نوع دوم صادق است. ساقط كردن توثيق ابنحبّان به طور مطلق، اشتباه است و نبايد اينگونه به وى نسبت آسانگيرى داد. اين مدارا فقط در نوع معينى از راويان، يعنى همان نوع دوم جارى است؛ ولى توثيق او در نوع نخست،كمتر از توثيق ديگر بزرگان اهل حديث نيست.
با روشن شدن اين موضوع، رد كردن توثيق ابن حبان درباره روح بن صلاح به سبب مدارا اشكال دارد.
يعقوب بن سفيانِ حافظ، محمد بن ابراهيم بوشنجى فقيه و حافظ، احمدبن حماد بن زغبه، استاد حديثِ سنايى كه خود، ثقه و مورد اعتماد است، احمد بن رشدين و پسرش عبدالرحمان و عيسى بن صالح، همگى از روح بن صلاح نقل كردهاند.
درباره او جرح و تعديل نيز صورت گرفته است و برخى، نظير ابنيونس، در ايراد و خدشه به او، بر ابنحبّان پيشى گرفته است؛ ولى در رد كردن توثيق حاكم نيز با ادعاى آسانگيرى وى، اشتباهى روشن است و علما همواره به نقل توثيق حاكم مىپردازند و به او اعتماد دارند. كتب رجال سرشار از اينگونه موارد است و در دسترس ما قرار دارد.
حاكم، در زمينه علوم حديث سرآمد زمان خود بود و به جرح و تعديل و اشكالات حديث و تمام فنون روايت، آشنايى كامل داشت. در بحث و