645
ممكن است درباره «تكثر و وحدت در حج» از نگاه ارتباطات، توضيح دهيد؟
در حج، ما شاهد تنوع و تكثر جدى زبانها، فرهنگها و اقواميم. كسانى را مىبينيم كه از نظر فرهنگى، كاملا با ما متفاوتند و خيلى از رفتارهايشان براى ما جالب يا عجيب است. به زبان آمار، مسلمانان جهان در 99 كشور چه به صورت اكثريت و چه به صورت اقليت پراكندهاند كه در 45 كشور، بيش از نصف جمعيت را تشكيل مىدهند. به جز اين 99 كشور، مسلمانان، در كشورهاى ديگرى هم به صورت اقليتهاى بسيار كوچكى (كه در آمار نمىآيند) وجود دارند. در حج، عملا ممكن است از 150 كشور، مسلمانان شركت داشته باشند كه اين تكثر كشورها، تنوع در فرهنگها، اقوام و زبانها را نيز به دنبال دارد. حالا ببينيد تنوع و تكثر در بين مسلمانان شركت كننده در حج، تا چه حد زياد است. در عين اين كثرت، همه كسانى كه در حج شركت مىكنند، به نوعى از وحدت مىرسند؛ مثل وحدت در لباس. همين لباس، خود، يك پيام است. انسان گاهى با نوع لباس پوشيدن خود مىخواهد پيامى را منتقل كند؛ مثلا بگويد كه من با ديگران فرق مىكنم، من سيدم، من درويشم يا بلاعكس، من مدرنم، من ثروتمندم و...! در حالى كه در حج بايد همه يك مدل لباس بپوشند. پس از اين مرحله، وحدت در رفتارها شكل مىگيرد، مثلا همه يك مسير مدور را طى مىكنند، همه از يك منبع آب مىنوشند و سرانجام، وحدت تفكر هم آغاز مىشود.
در بين انواع تكثرى كه در بين انسانها و از جمله مسلمانان وجود دارد، تكثر در زبان، كاملاً موضوعى ارتباطاتى است. لطفاً درباره اين نوع تكثر هم توضيح بفرماييد. همچنين توضيح دهيد كه زبان عربى به عنوان زبان اصلى اسلام و قرآن كريم چه امتيازى نسبت به ساير زبانها داشته است؟
ببينيد! استنباط من از قرآن كريم، اهميت تكثر بين انسانهاست؛ تكثر در رنگ، نژاد، قوميّت و زبان. خداوند، انسانها را با اشكال، رنگها، اقوام و زبانهاى متفاوت آفريده است و هيچ كدام از آنها را علت برترى كسى بر كس ديگر نمىشمرد. حتى علت عربى بودن قرآن كريم را عرب بودن مردمى بر مىشمرد كه پيامبر اسلام در بين آنها برانگيخته شده؛ نه اينكه