646زبان عربى بر ديگر زبانها برترى داشته است. به فرموده خود قرآن، اگر اين كتاب به زبانى غير عربى نازل مىشد، مردم عربستان در عصر نزول قرآن، مىپرسيدند كه اين چگونه خدايى است كه قرآن را به زبانى نازل كرده كه ما نمىفهميم؟! براى اينكه منظورم را بيان كنم، بايد به چند مطلب ديگر هم اشاره كنم.
اوّلاً، انسان حتى براى يادگيرى زبان مادرى خودش، سن مشخصى دارد. يعنى اينكه مثلاً اگر نوزادى، پس از تولد به جنگلى منتقل و در آنجا بزرگ شود، از يك سن خاص به بعد، ديگر محال است كه زبانى ياد بگيرد. البته كسى كه زبان مادرى را آموخت، بعدها خواهد توانست زبانهاى ديگرى را نيز بياموزد. هر فردى كه حافظه قوىترى دارد، زبان دوم را بهتر و سريعتر ياد مىگيرد. اما توجه داشته باشيم كه هرچند براى يادگيرى زبان دوم، حافظه قوى لازم است، ولى به خاطر سپردن معادل واژههاى بيگانه براى واژگان زبان خودى، براى ارتباط كافى نيست. اگر فرض كنيم كسى كه از حافظه بسيار قوى برخوردار است، همه واژگان زبان ديگرى را حفظ كند، باز هم معنايى كه از آن واژهها در ذهن اوست، صددرصد با معنايى كه از آن واژهها در ذهن صاحبان اصلى زبان وجود دارد، منطبق نيست. چون فرهنگ متفاوت است. يك ايرانى مسلمان، هنگام يادگيرى زبان انگليسى، معادل واژه نجابت را مثلا به صورت كلمه ( mobleness ) مىآموزد، اما آيا پهنه معنايى اين دو واژه در ذهن آن ايرانى، با يك فرد آمريكايى مشابه است؟ علاوه بر اين، تحقيقات نشان داده است كسانى كه زبان دومى را بسيار خوب فرا گرفته و به آن مسلطند، باز هم وقتى فكر مىكنند، به زبان مادرى خودشان فكر مىكنند؛ نه به زبان دومى كه به آن مسلطند. بعد از اين سه مقدمه، به اين موضوع توجه كنيد كه زبان 79% مسلمانان كره زمين غيرعربى است. يعنى اگر يك ميليارد و 260 ميليون نفر مسلمان داشته باشيم، زبان 995 ميليون نفر از اينها ،عربى نيست. از بين اين 79% حدود 64% مسلمانان جهان، زبانى دارند كه هيچ اشتراكى با زبان عربى ندارد؛ از قبيل بنگالى، اندونزيايى، مالايى، هيواهى، گالايى، تركى، امهاريك و... ، وزبان 15% بقيه، زبانهاى اروپايى از قبيل انگليسى و فرانسوى است كه بيشتر آنها مردم مسعتمرههاى سابق اروپا در آفريقا هستند. از طرف ديگر، با كمال