644رفتارهاى دستورى نيست كه مثلاً مىگويد در سعى، آنقدر راه را به صورت هروله برويم يا در طواف، بايد جهت و شكل چرخش ما چنان باشد؛ بلكه به جز اينها نيز رفتار شركت كندگان در حج، بسيار به هم نزديك و شبيه است. اين خصلت در هيچ جاى ديگرى از جهان، ديده نمىشود. من واتيكان را هم ديدهام، ولى در آنجا قضيه، اين طور نيست.
علت اين «ارتباط با خود» و «ارتباط با يكديگر» كه در حج، به صورت گسترده بروز پيدا مىكند چيست؟
مهمترين ويژگى فضاى ارتباطى حج، كانتكست ( context ) يا زمينه آن است. بر پايه دانش ارتباطات، علاوه بر اينكه براى هر ارتباطى، فرستنده، گيرنده و پيام خاص در نظر گرفته مىشود، هر ارتباطى زمينه هايى دارد كه هم شامل زمينه «سخت» و هم شامل زمينه «نرم» است. شما وقتى در آسانسور قرار داريد، خود اين فضاى دربسته كوچك، به شما نوع ارتباطى را كه با آدمهاى داخل آسانسور برقرار مىكنيد، تحميل مىكند. همين مسأله سبب مىشود كه ارتباط شما با ديگران در فضايى ديگر مثل كافى شاپ يا مسجد، از نوع ديگرى است. اين نوع زمينه، زمينه سخت است. گاهى در يك مكان يا به عبارتى در يك زمينه سخت، چندين زمينه نرم بروز مىكند. مثلا فضايى كه در خانهاى مشخص، از برگزارى جشن به وجود مىآيد، با فضايى كه در همان خانه از برگزارى مجلس عزا ايجاد مىشود، فرق دارد و دو نوع ارتباط را تحميل مىكند.
شرايط و فضاى ارتباطى حج، هم از نظر سختافزارى و هم از نظر نرمافزارى، شرايط و فضاى ارتباطى ويژهاى است كه نوع خاصى از ارتباطات گروهى را به افراد تحميل مىكند. وقتى مىگوييم گروه، منظور ما تعريف ارتباطاتىِ آن است. در «گروه»، تعداد افراد مهم نيست. خصلت مهم «گروه» اين است كه افراد آن با هم تعامل دارند و از هم تأثير مىپذيرند. چنين شرايطى در حج، به طرز عجيب و بسيار گستردهاى وجود دارد. من وقتى درباره علت و فلسفه حج فكر مىكنم، مىتوانم حدس بزنم كه يكى از فلسفههاى حج، شكلگيرى همين تعامل گروهى، اثر گذارى و اثر پذيرى است؛ شكلگيرى يك «تكثر» بسيار گسترده همراه با «وحدت».