94مهم بنا كرد كه مانند آن در روى زمين وجود نداشت و به دنبال آن، تصميم گرفت مردم شبه جزيرۀ عربستان را به جاى كعبه به سوى آن فرا خواند و آنجا را كانون حج عرب سازد و مركزيت مهم مكه را به آنجا منتقل كند.
براى همين منظور مبلغان بسيارى به اطراف و در ميان قبائل عرب و سرزمين حجاز فرستاد.
اعراب كه سخت به مكه و كعبه علاقه داشتند و آن را از آثار بزرگ ابراهيم خليل عليه السلام مىدانستند احساس خطر كردند. طبق بعضى روايات، گروهى مخفيانه كليسا را آتش زدند. و طبق نقل ديگرى، بعضى آن را مخفيانه آلوده و ملوث ساختند و به اين ترتيب در برابر اين دعوت بزرگ عكسالعمل شديد نشان دادند و معبد ابرهه را بىاعتبار كردند. 1ابرهه سخت خشمگين شد و تصميم گرفت خانۀ كعبه را به كلى ويران سازد تا هم انتقام گرفته باشد و هم عرب را متوجۀ معبد جديد كند، لذا با لشكر عظيمى كه بعضى از سردارانش از فيل استفاده مىكردند، عازم مكه شد.
هنگامى كه نزديك مكه رسيد كسانى را فرستاد تا شتران و اموال مكه را به غارت آورند، و در اين ميان 200 شتر از «عبدالمطلب» غارت شد. ابرهه كسى را به داخل مكه فرستاد و به او گفت، بزرگ مكه را پيدا كنيد و به او بگوييد: ابرهه پادشاه يمن مىگويد من براى جنگ نيامدهام تنها براى اين آمدهام كه اين خانه (كعبه) را ويران كنم، اگر مقاومت كنيد، خونتان بر زمين جارى خواهد شد.
فرستادۀ ابرهه وارد مكه شد و از رئيس و شريف «مكه» جستجو كرد، همه عبدالمطلب را به او نشان دادند، ماجرا را نزد عبدالمطلب بازگو كرد، عبدالمطلب گفت: ما نيز توانايى جنگ با شما را نداريم و اما خداوند كعبه خانۀ خويش را حفظ مىكند. فرستادۀ ابرهه به عبدالمطلب گفت: بايد با من نزد او بيايى، هنگامى كه عبدالمطلب وارد بر ابرهه شد، او سخت تحت تأثير قامت بلند و قيافۀ جذاب و ابهت فوقالعادۀ عبدالمطلب قرار گرفت، تا آنجا كه ابرهه براى احترام او از جا برخاست و روى زمين نشست و عبدالمطلب را در كنار خود نشاند. سپس به مترجمش گفت: از او بپرس حاجتش چيست؟ مترجم گفت: حاجتم اين است كه 200 شتر مرا به غارت بردهاند، دستور دهيد اموالم را بازگردانند.
ابرهه سخت از اين تقاضا در عجب شد و به مترجمش گفت: به او بگو هنگامى كه تو را ديدم عظمتى از تو در دلم جاى گرفت، اما اين سخن را كه گفتنى در نظرم كوچك شدى! تو دربارۀ دويست شترت سخن مىگويى! امّا دربارۀ كعبه كه دين تو و اجداد تو است و من براى ويران كردنش آمدهام مطلقاً سخن نمىگويى؟! عبدالمطلب گفت: