93آنها به خاطر سكونت در «صفّه» به «اصحاب الصُفّه» ملقب و ناميده شدهاند. 1شايسته است علاقهمندان، به كتاب گرانسنگ «حلية الاولياء» مراجعه كنند.
در كتاب «تاريخ المدينه» نيز به حدود 50 نفر از صفّه نشينان اشاره شده است. 223
أ
اصحاب فيل
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحٰابِ الْفِيلِ* أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ* وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ* تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ* فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ »
به نام خداوند رحمتگر مهربان، مگر نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد؟ آيا نيرنگشان را بر باد نداد؟ و بر سر آنها، دسته دسته پرندگانى «ابابيل» فرستاد. [ كه ]بر آنان سنگهايى از گِلِ [ سخت ] مىافكندند. و [ سرانجام، خدا ] آنان را مانند كاه جويده شده گردانيد.
«ذو نواس»، پادشاه يمن، مسيحيان نجران را كه در نزديكى آن سرزمين مىزيستند، تحت شكنجۀ شديد قرار مىداد، تا از آيين مسيحيت بازگردند. بعد از اين جنايت بزرگ مردى به نام «دوس» از ميان آنها جان سالم به در برده و خود را به قيصر روم كه بر آيين مسيح بود رسانيد و ماجرا را براى او شرح داد. از آنجا كه فاصلۀ ميان روم و يمن زياد بود، قيصر نامهاى به نجاشى سلطان حبشه نوشت تا انتقام نصاراى نجران را از ذونواس بگيرد و نامه را توسط همان شخص براى نجاشى فرستاد.
نجاشى سپاهى عظيم بالغ بر هفتاد هزار نفر به فرماندهى شخصى به نام «ارياط» روانه يمن كرد.
ابرهه نيز از فرماندهان اين سپاه بود. ذو نواس شكست خورد و ارياط حكمران يمن شد. بعد از مدتى ابرهه بر ضد او قيام كرد و او را از بين برد و بر جاى او نشست. خبر اين ماجرا به نجاشى رسيد، او تصميم گرفت ابرهه را سركوب كند. ابرهه براى نجات خود موهاى سر خود را تراشيد و با مقدارى از خاك يمن به نشانى تسليم كامل نزد نجاشى فرستاد و اعلام وفادارى كرد. نجاشى چون چنين ديد، او را بخشيد و در پست خود ابقا كرد. در اين هنگام ابرهه براى اثبات خوش خدمتى كليسايى بسيار زيبا و