182
13
أ
جنگ خندق، «احزاب»
وجه تسميۀ خندق
در ماه شوّال سال پنجم هجرى، غزوۀ «خندق» پيش آمد كه آن را غزوۀ «احزاب» 1 نيز گويند. زيرا قريش از همۀ اعراب، استمداد نموده و از هر قبيله حزبى فراهم كرده بودند. 2ولى مسألۀ اصلى مربوط به اين جنگ، «خندق» است. گزارش به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد كه اتحاديۀ نظامى نيرومندى بر ضد اسلام تشكيل شده و افراد اين اتحاديه در روز معينى حركت و مدينه را محاصره مىنمايند. پيامبر صلى الله عليه و آله فوراً شوراى دفاعى تشكيل داد، گروهى قلعهدارى و نگهبانى از برج ها و نقاط مرتفع را به بيرون رفتن ترجيح دادند، ولى اين نقشه در برابر سيل خروشان سپاه عرب، هرگز كافى نبود، بايد كارى كرد كه آنان نتوانند نزديك مدينه بيايند.
سلمان فارسى كه با فنون رزمى ايران آشنايى داشت، گفت: در سرزمين فارس، هر موقع با هجوم گستردۀ دشمن روبرو مىشوند در اطراف شهر «خندق» مىكنند و از اين طريق از پيشرفت دشمن جلوگيرى به عمل مىآورند، لذا بايد نقاط آسيبپذير مدينه را كه عبور و مرور وسايل نقلى و جنگى به آسانى صورت مىگيرد، به وسيلۀ خندق در حصار انداخت و دشمن را از پيشروى در اين قسمت متوقف ساخت و با ساختن سنگر در اطراف خندق، به دفاع پرداخت و با پرتاب كردن تير وسنگ از برجها و سنگرهاى اطراف از عبور از خندق جلوگيرى نمود.
پيشنهاد سلمان به اتفاق آراء تصويب گرديد و اين طرح دفاعى، نقش مؤثرى در صيانت و حفاظت اسلام و مسلمانان داشت. 3