183
سبب و انگيزۀ اصلى جنگ
مرحوم شيخ عباس قمى، به تبع سيره نويسان مىگويد: انگيزۀ اصلى اين جنگ، از آن جهت بود كه عداوت يهوديان «بنىنضير» با پيامبر صلى الله عليه و آله شدت گرفت (چون پيامبر در جنگ با بنىنضير، آنها را از مدينه بيرون كرد).
لذا بيست نفر از بزرگان ايشان 1 جهت پيمان با صناديد عرب و ابوسفيان وارد مكّه شدند و با پنجاه نفر از آنها پيمان بستند كه تا زنده هستند دست از جنگ برندارند. 2 خلاصه در اين مورد مىتوان به دو ديدگاه كلّى اشاره كرد.
قريش براى يكسره كردن كار اسلام تلاش جدّى خود را آغاز كرد، افزايش شمار مشركان در احزاب در قياس با احد به بيش از سه برابر، نشان از مديريت آنها در اين جنگ بود، به علاوه اين قريش نبود كه خواستار از بين رفتن اسلام بود، بلكه قبايل ديگرى نيز در اين مدت دريافته بودند كه اسلام تهديدى جدّى براى آنان به شمار مىآيد، يهوديان هم به دليل رخدادهاى مربوط به «قينقاع» و«بنىالنضير» و نيز كشته شدن برخى از سرانشان همچون«كعب اشرف»، كينۀ شديدى از اسلام به دل داشتند، بنابراين همۀ احزاب يكپارچه مصمم شدند تا يك بسيج عمومى عليه مدينه سامان دهند كه تمام جمعيت آن از مرد و زن، كوچك و بزرگ حدود ده هزار نفر بودند، در جنگهاى بينالقبايلى خودى شاهد بسيج شدن اين تعداد نبوده است. در برابر اين ديدگاه، نظرات ديگرى هم وجود دارد.
سيره نويسان سبب اصلى جنگ را يهوديان دانستهاند. در اصل، پس از واقعۀ «بنىالنضير» سران آن طايفه كه به خيبر رفته بودند، به سراغ قريش آمده، و از آنان خواستند تا براى به زانو درآوردن رسول خدا صلى الله عليه و آله با يكديگر متحد شوند و به جنگ مدينه بروند. قريش با آن كه در مكه نشسته بود تمايل جدى به اين اتفاق و اتحاد داشت، لذا ابوسفيان در پاسخ به يهوديان گفت: بهترين افراد براى ما كسانى هستند كه در دشمنى با محمّد ما را يارى كنند. يهوديان به تحريك قريش بسنده نكرده، بلكه قبايلى چون «بنىسليم» و «غطفان» را كه پيشينۀ دشمنى با اسلام داشتند به همراهى فرا خواندند.
يهوديان قول دادند در برابر كمك «غطفان» نصف خرماى خيبر را به آنها بدهند، قريش نيز هم