181
با يك حادثه، جنگ قطعى شد
«اسود مخزومى» كه مردى تندخو بود چشمش به حوضى افتاد كه مسلمانان ساخته بودند، با خود پيمان بست كه يكى از اين سه كار را انجام دهد 1-\ از آب حوض بنوشد. 2-\ آن را ويران كند.
3-\ كشته شود.
وى از صفوف مشركان بيرون آمد و نزديك حوض با افسر رشيد اسلام، حمزه روبهرو گرديد، نبرد ميان آن دو آغاز شد، حمزه با يك ضربت شمشير پاى او را از ساق جدا كرد، اوبراى اين كه به پيمان خود عمل كند خود را كنار حوض كشانيد تا از آب حوض بنوشد، حمزه با زدن ضربت اورادرميان آب كشت. اين اقدام بهانهاى براى آغاز جنگ شد، ابتدا جنگ تن به تن با حضور «عتبه»و برادرش«شيبه» و فرزند عتبه «وليد» آغاز شد كه غرش كنان، در وسط ميدان مبارز طلبيدند. در پاسخ آنها، سه جوان رشيد از جوانان انصار به نامهاى«عوف»، «معوذ» و «عبداللّٰه بن رواحه» از اردوگاه مسلمانان به سوى ميدان آمدند، وقتى «عتبه» متوجه شد آنان از جوانان مدينه هستند، گفت: با شما كارى نداريم، يك نفر داد زد: محمد! كسانى كه هم شأن ما هستند، به سوى ما بفرست. پيامبر صلى الله عليه و آله ؛ حمزه، على عليه السلام و عبيده را دستور داد برخيزند. آنان صورت خود را پوشانيدند و خود را معرفى كردند.
برخى گفتهاند هر كدام به سمت همسالان خود رفتند. على عليه السلام و حمزه طرف خود را به قتل رسانده، به كمك عبيده شتافتند و طرف نبرد او را نيز كشتند. كشته شدن دلاوران قريش سبب شد كه حملۀ عمومى آغاز گردد، حملههاى دسته جمعى آغاز شد و پيامبر از همان مقر فرماندهى دستور داد كه از حمله كردن خوددارى و با تيراندازى از پيشروى دشمن جلوگيرى نمايند.
پيامبر از برج فرماندهى پايين آمدند و سربازان خود را منظم كرده و چنين دعا كردند: خدايا اگر اين گروه امروز هلاك شوند ديگر كسى در روى زمين تو را پرستش نخواهد كرد.
سپس مشتى از خاك را برداشتند به سمت قريش ريخته و فرمودند: روهاى شما دگرگون باد! سپس فرمان حملۀ عمومى دادند. چيزى نگذشت كه آثار پيروزى در ناحيۀ مسلمانان نمايان گرديد و دشمن كاملاً مرعوب شده و پا به فرار گذاشت.
در اين نبرد 14 نفر از مسلمانان شهيد و 70 نفر از قريش كشته و 70 نفر نيز اسير گرديدند و شهداى بدر در گوشۀ رزمگاه به خاك سپرده شدند. 1