135همپيمانى آنها، مخالفت و ايستادن در برابر آن ائتلاف بود. اينان ظرفى از خون فراهم آوردند و براى بستن پيمان، دستان خود را در آن فرو بردند. 1زبير بن ابوبكر در حديث خود مىافزايد: «احلاف» براى هر قبيله، قبيلهاى را در نظر گرفتند و ولايت خاندان عبدالدار بر كعبه، پرچم و شورىٰ را نپذيرفتند و مقام و موقعيت ايشان را به رسميت نشناختند و گفتند: چرا بايد اين گروه اندك بر ما حكمرانى و ولايت داشته باشند؟ 2 ما بايد اين مقامها را از ايشان باز ستانيم. پس به سراغ كليد كعبه رفتند و آن را از عثمان بن عبدالدار و فرزندانش باز گرفتند، از آن به بعد فرزندان عبدالدار به «احلاف» اضافه شدند و با ايشان همپيمان گرديدند و پيمان ميان خود را محكم كردند و هر قبيله، قبيلهاى را براى خود در نظر گرفت و خاندان سهم با خاندان عبدمناف رو در رو شدند.
در اين خبر چنين آمده كه پيمانى كه به نام پيمان مطيّبين نام گرفته قبل از درگيرى و منازعه خاندان عبدمناف با خاندان عبدالدار و در حالى كه [ كليد كعبه] در اختيار عبدالدار بوده، منعقد شده است.
فاكهى مىگويد: عبداللّٰه بن ابوسلمه از عبدالجبار بن سعيد مساحقى از محمد بن فضاله ثمرى از محمد بن اسحاق، از عمر بن نافع از پدرش از ابنعمر چنين نقل كرده است: كار پذيرايى از حجاج برعهدۀ عبدالعزّى بن قصىّ و پردهدارى و پرچم و دارالندوه به عهدۀ عبدالدار بن قصى بود. فرزندان عبدمناف بن قصى نيز پنج تن بودند: عمر، هاشم، عبدشمس و مطلّب و نوفل. اين خبر حكايت از آن دارد كه عبدالعزى بن قصى پذيرايى را به عهده گرفت، حال آن كه در سيرۀ ابناسحاق مطلبى متفاوت با اين آمده است.