136فاكهى مىگويد: عبدالملك بن محمد از زياد بن عبداللّٰه از ابناسحاق چنين نقل كرده است: وقتى قصى وفات يافت، عبدمناف عهدهدار امور قريش و جانشين او در ولايت بر آنان شد و در مكه بخشهايى را علاوه بر آنچه قصى به خويشان خود واگذار كرده بود، ميان قريش و ديگران تقسيم كرد. عبدمناف كسى است كه پيمان «أحابيش» را منعقد كرد. پيمان احابيش [ قبايل] عضل، قارة، دوس، رعل جماعت سفيان بن عوف و حليس بن زيد و خالد بن عبيد بن ابىفايض بن خالد را در بر مىگرفت. اين خبر حكايت از آن دارد كه عبدمناف بن قصى وارث مقام و موقعيت پدر شد، ولى آنچه از ابن اسحاق [ از سيرۀ او] نقل كرديم، با اين گفته مغايرت دارد.
فاكهى مىگويد: عبداللّٰه بن ابوسلمه از عبداللّٰه بن زيد از ابنلهيعه از محمد بن عبدالرحمن ابوالأسود نقل كرده كه گفت: وقتى عبد بن قصى كه پرچم در اختيار او بود، وفات يافت، پرچم را عبدالدار گرفت، زيرا بزرگترين برادر وى بود. برادرانش بر وى رشك بردند و او نيز با خاندان مخزوم و عدىّ [ عليه آنان] ، همپيمان شد. پس از آن كه عبدمناف، وفات يافت منصب سقايى به هاشم رسيد، زيرا او فرزند ارشد بود و پس از آن كه أسد وفات يافت كار شورىٰ [ دار الندوه] به مطّلب رسيد، زيرا فرزند بزرگتر بود و اين مقامها همچنان در اختيار آنان بود تا اين كه زمعة بن اسود آن را به معاويه فروخت و هم از اين روست كه شاعر گفته است:
وبعتم مجدكم وسناكم
ولم تبقوا بمكة داراً
اين خبر حكايت از آن دارد كه عبد بن قصى عهدهدار شورىٰ و عبدمناف بن قصى عهدهدار سمت سقايى بوده است كه با آنچه از ابناسحاق از سيره نقل كرديم، هماهنگى ندارد.
فاكهى مىگويد: عبداللّٰه بن ابوسلمه از عبداللّٰه بن يزيد از ابن لهيعه از محمد بن عبدالرحمن بن اسود نقل كرده كه يعقوب بن عبداللّٰه بن وهب، به نقل از پدرش از امسلمه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله كه مادربزرگ او نيز بوده است، گفته است: آن گاه كه قصىّ بن كلاب به