117مكه را به قصىّ واگذار كرد. اين خبر با ادعاى خزاعه مطابقت دارد و در خبر نقل شده از سوى ابناسحاق نيز به همين صورت آمده است. متن خبر نقل شده از سوى زبير از اين قرار است: ابراهيم بن منذر از محمد بن عمر واقدى از عبداللّٰه بن عمر از زهير از عبداللّٰه بن خراش بن اميه كعبى از پدرش نقل كرده كه گفت: قصىّ با حبّى، دختر حليل بن حبشيه ازدواج كرد و از وى صاحب فرزند [ پسر] شد و حليل به هنگام مرگ، ولايت كعبه و امارت مكه را به قصىّ سپرد.
زبير مىگويد: ابراهيم از واقدى، از فاطمه اسلميّه، از فاطمه خزاعيه كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كرده بود، نقل كرده و مىگويد: حليل گفت: فرزندان قصىّ، فرزندان من هستند و آنها فرزندان دخترم هستند. سپس حليل ولايت بر كعبه و امارت مكه را به قصى سپرد و به او گفت: تو از هر كس به اينها سزاوارترى.
در بيان علت ولايت قصىّ [ بر كعبه و مكه] به غير از آن چه گفته شد، مطالب ديگرى نيز گفتهاند كه ما در ذكر خبر خزاعه به بخشهايى از آن اشاره كرديم و در اين جا براى روشن شدن بيشتر موضوع، [ مجدداً] بيان مىكنيم. از جمله روايتى است كه از زبير بن بكار نقل كرديم كه مىگويد: محمد بن ضحاك گفت: قصىّ كليد بيتاللّٰه الحرام را از ابوغبشان الخزاعى به بهاى يك رأس گوسفند و يك مشك شراب، خريدارى كرد كه در پى آن، عبارت «زيانبارتر از معاملۀ غبشان» به صورت ضرب المثل درآمد. و نيز مىگويد: ابوالحسن اثرم از ابوعبيده نقل كرده كه گفت: گروهى از خزاعه بر اين باروند كه قصىّ با حبى، دختر حليل بن حبشية بن سلول بن كعب بن عمرو بن ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر ازدواج كرد و از وى صاحب عبدمناف، عبدالعزّىٰ، عبدالدار و عبد بن قصىّ شد. حليل آخرين فرد از خزاعه بود كه توليت كعبه را برعهده داشت و هنگامى كه به بستر مرگ افتاد، ولايت كعبه را به دخترش حبى واگذار كرد. دخترش به او گفت:
مىدانى كه من توانايى گشودن و بستن در [ كعبه] را ندارم. گفت: كار بستن و باز كردن در [ كعبه] را به مردى مىسپارم؛ و اين كار را به ابوغبشان، يعنى سليم بن عمرو بن لؤىّ بن ملكان بن اقصى بن حارثة بن عمرو بن عامر، سپرد. قصىّ نيز ولايت كعبه را به بهاى يك