116قرار مىشد كنيزى لباس بر تن كند، در خانه او اين كار صورت مىگرفت و پارچه به اندامش بريده مىشد و مىپوشيد و از آن جا به همان لباس به خانوادهاش مىپيوست.
مقام و موقعيت قصىّ در ميان قريش، به هنگام حيات و پس از مرگ نيز چون آيينى استوار پذيرفته شده بود و آيين ديگرى را نمىپذيرفتند. او دارالندوة [ محل مشورت - چيزى شبيه مجلس مشورتى] را براى خود در نظر گرفت كه در آن از داخل مسجدالحرام گشوده مىشد و در همين مكان بود كه قريش به رتق و فتق امور خود مىپرداختند.
ابنهشام مىگويد: شاعر گفته است:
قُصَىّ لَعَمْري كان يُدْعىٰ مُجَمِّعاً
به جمع اللّٰه القبائل من فهر 1
ابناسحاق مىگويد: عبدالملك بن راشد از پدرش براى من روايت كرده كه از سائب بن خبّاب شنيدم كه مردى داستان قصىّ بن كلاب را براى عمر بن الخطاب - در زمانى كه خليفه بود - باز مىگفت و به اين نكته اشاره كرد كه او قوم خود را جمع كرد و آنها را متحد ساخت و خزاعه و بنىبكر را از مكه بيرون كرد و توليت كعبه و امارت مكه را به دست گرفت و در تمام اين مدت كه صحبت مىكرد، او [ عمر بن الخطاب] به هيچ يك از موارد گفته شده، اعتراض نكرد و پاسخى نداد. 2در اين خبر، مطالبى از اخبار قصىّ ذكر شده كه در خبر اول وجود نداشت و خبر قصىّ و «صوفه» و ديگران را شامل مىشود و اين مطلب حكايت از آن دارد كه درگيرى و جنگ قصىّ با خزاعه به اين خاطر نبود كه او خود را نسبت به خزاعه، در ولايت بر كعبه و امارت مكه، شايستهتر مىديد، يا اين كه حليل اين مقام را به او واگذار كرده بود؛ حال آن كه خبر نخست، حكايت از آن داشت كه درگيرى قصىّ با خزاعه به خاطر منع ايشان در تصدّى مقام مزبور - كه حليل به وى سپرده بود - بوده است.
زبير بن بكار خبرى را ذكر كرده مبنى بر اين كه وقتى حليل به بستر مرگ افتاد، كعبه و