82است. در مذهب شافعى در خصوص جواز خريد و فروش و اجارۀ خانههاى مكه اختلافى وجود ندارد؛ زيرا از نظر وى، مكه به صلح فتح شده است. برخى از شافعىها قائل به فتح مكه در حال امان هستند، كه امان را نيز به معناى صلح گرفتهاند.
قاضى ابوالحسن معروف به ماوردىِ شافعى، صاحب «الحاوى الكبير» مىگويد: از نظر من، خالد بن وليد با جنگ وارد بخش پايين شهر مكه گرديد، ولى بالاشهر مكه به طور صلحآميز فتح شد.
نووى مىگويد: نظريۀ درست، همان اوّلى (فتح صلح آميز مكه) است.
در اين داورى، جاى تأمل است؛ زيرا فتح صلح آميز بايد همراه با تعهّد مردم شهر فتح شده به تركِ نبرد باشد، حال آنكه مردم مكه به هنگام فتح، چنين نكردند و حتى همگى براى نبرد با مسلمانان، تدارك ديدند و امان دادن پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز نپذيرفتند. دليل آن نيز حديث عبداللّٰهبن رباح انصارى به نقل از ابوهريره است كه در صحيح مسلم 1روايت شده و در آن آمده است:
در جريان فتح مكه، قريش از همه جا و از هر قبيله، نيرو گرد آوردند و گفتند: اينان را جلو مىاندازيم؛ اگر چيزى عايدشان شد ما با ايشان هستيم و اگر بلايى بر سرشان آمد، هرچه خواستند بهآنها تاوان مىدهيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا گروه قريش و پيروان ايشان را مىبينيد؟ آن گاه دستانش را روى همگذارد و فرمود: وعدۀ ديدار ما درصفا. آنگاه بودكه هر يك از ما هركه را خواستيم، از ايشان كشتيم وهيچكس از ايشان، چيزى به سوى ما پرتاب نكرد. آن گاه مىگويد: دراين حال بودكه ابوسفيان آمد و گفت: اى رسول خدا، تودۀ قريش امروز ازميان رفتند و ديگر قريشى باقى نمانده است. دراين حال بودكه آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: هركس وارد خانۀ ابوسفيان شود، در اماناست.
در اين حديث، دلالت صريحى در مورد عدم پاىبندى قريش نسبت به ترك جنگ و نبرد با مسلمانان در روز فتح مكه وجود دارد و نيز دلالت بر آن دارد كه چنين