83واكنشى از سوى آنان هنگامى صورت گرفت كه پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مكه شده بود و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مرّالظهران حضور داشت، به ايشان امان داده بود؛ چرا كه در «مغازى» موسى بن عقبه روايت شده كه ابوسفيان بن حرب و حكيم بن حِزام، پس از اسلام آوردن در مَرّالظهران به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: اى رسول خدا! مردم را امان ده. آيا اگر قريش دست از نبرد بكشند، در امان خواهند بود؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: هركس دست از نبرد بكشد و درِ خانهاش را ببندد، در امان است. گفتند: پس ما را روانه كن تا اين مطلب را به ايشان ابلاغ كنيم. فرمود: برويد، هر كس وارد خانۀ تو - ابوسفيان - و حكيمبن حزام گردد و از جنگ دست بكشد، در امان است. مىگويد: خانۀ ابوسفيان در بالاشهر مكه و خانۀ حكيم، در پايين شهر مكه قرار داشت.
در سيرۀ ابناسحاق (تهذيب سيرۀ ابنهشام) 1 به نقل از بكايى روايت شده كه ابنعباس بن عبدالمطلب پس از اسلام آوردن ابوسفيان در مرّالظهران به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت:
اى رسولاللّٰه، ابوسفيان كسى است كه خوش دارد به چيزى افتخار كند، كارى براى او بكنيد. حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى، هر كس وارد خانۀ ابوسفيان شود، در امان است. هر كس در خانهاش را به روى خود ببندد، در امان است و هر كس وارد مسجد شود، در امان است.» 2در اين دو كتاب، رواياتى وارد شده به اين مضمون كه پيامبر صلى الله عليه و آله در امان دادن خود، زنان و مردانى از اهل مكه را مستثنا ساخت و به دليل جرايمى كه مرتكب شده بودند، دستور كشتن آنها را - حتى اگر پشت پردۀ كعبه پنهان شده باشند - صادر كرد.
از جمله احاديثى كه دلالت بر عدم پاىبندى قريش نسبت به ترك جنگ با مسلمانان در روز فتح، و نيز عدم پذيرش امان پيامبر صلى الله عليه و آله پس از دريافت چنين پيامى دارد، حديثى است كه فاكهى نقل كرده است و مىگويد: محمدبن ادريس بن عمر از نوشتههاى