274«مسند» خود و «دار قطنى» و ديگران هم روايت كردهاند و خود سخن كامل و جامعى است كه (هر دو گونه احاديث مورد نظر را) در خود جمع دارد و سپاس خداى را كه چنين جمع و توافقى (در احاديث) پديد آورد و اين خود نعمت بزرگى است و برخى علماى بزرگ نيز اظهار مىدارند كه احتمال مىرود اسامه پس از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به كعبه، بنا بر نيازى، غيبت كرده و از اين رو نماز آن حضرت صلى الله عليه و آله را نديده باشد.
ابنجماعه پس از نقل سخنى از نووى در «المجموع» در جمع ميان حديث بلال و اسامه كه پيش از اين آورديم، مىگويد: اين سخن جاى انتقاد بسيار دارد، ولى بدان نمىپردازم و ضرورتى نيز براى اين كار وجود ندارد.
آنگاه پس از ذكر سخن پيش گفته، ابنحبّان دربارۀ جمع ميان سخنان متناقض بلال و اسامه و سخن خود و نيز سخن محىالدين نووى و هركس كه از ايشان نقل كرده، مىگويد: اين بيانگر آن است كه آنها از آنچه ما در جمع ميان دو حديث گفتهايم، آگاهى نيافتهاند.
طحاوى در «شرح معانىالآثار» 1 گفته است: اگر در اين موارد، تواتر اخبار ملاك صحّت قرار گيرد، اين اخبار كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در كعبه نماز گزارد، بسيار بيش از تواتر اخبارى است كه بر نماز نخواندن آن حضرت صلى الله عليه و آله دلالت دارد و اگر به روايت اسامةبن زيد (كه ابنعباس از وى نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از ورود به كعبه بدون نماز خواندن، از آن خارج شد) توجه شود، ابنعمر و بلال و جابر و شيبةبن عثمان و عثمانبن طلحه نيز حديثى موافق با آنچه ابنعمر از اسامه نقل كرده، از وى روايت كردهاند و از اين رو بر حديثى كه تنها ابنعباس از اسامه نقل كرده، اولىٰ و مقدّم است.
طحاوى نيز مىگويد: شايسته آن است كه وقتى روايات نقل شده از اسامه متضاد و برابر بودند، آنها را كنار بگذاريم و آنچه را كه از بلال روايت شده، در صورتى كه در اين باره (در نقل حديث از وى و در احاديث نقل شده از وى) اختلافى وجود نداشته باشد، مورد تأييد قرار دهيم و بپذيريم.