216سروجى از حنفىها نقل كرده، جزو كعبه نيست. گروهى از علماى محقق نيز بنا به گفتۀ قاضى عزالدينبن جماعه همين نظر را پذيرفتهاند.
به نظر مىرسد شايسته است كه از طواف شاذروان احتراز گردد؛ زيرا اگر چنانكه گفته شد، شاذروان در شمار كعبه باشد كه احتراز از آن واجب است و اگر در شمار كعبه نباشد كه احتراز از آن اشكالى ندارد؛ گرفتن جانب احتياط، همواره مطلوب است كه البته در اينجا، احتمال (لزوم احتراز) قوى است. واللّٰه اعلم.
برخى مردم مخالف آنند كه شاذروان جزو كعبه است (زيرا برآنند كه) ابنزبير - همانگونه كه در خبر بناى كعبه آمد - كعبه را بر اساس شالودۀ حضرت ابراهيم عليه السلام ساخت و اين مخالفت دو حالت بيشتر ندارد: يا اينكه بايد مدعى شوند كه ابنزبير بنا را بر پايۀ ديوارهاى كعبه و پس ازرسيدن به سطح زمين، كامل كرد ويابايد ادّعا كنند كه اگر از عرض پايههاى آن پس ازرسيدن به سطح زمين، كم شده باشد در واقع بر پايههاى آن ساخته نشده است. براى حالت اوّل دليلى در دست نيست؛ زيرا آنچه در ويژگى بناى كعبه به وسيلۀ ابنزبير گفته شده، به اين معنا نيست كه بناى كعبه بر اساس همۀ ديوارهايى كه از اساس آن به سطح زمين رسيدهاند، و يا بر پايۀ كم كردن از عرض آن ديوارها، تمام شده باشدكه البته فرض دوم بيشتر احتمال دارد؛ زيرا عادت بر آن بوده كه از ضخامت ديوار پس از رسيدن به سطح زمين، مىكاستند و اگر مصلحت بنا چنين ايجاب مىكرده، مىتوان فرض كرد در زمانىكه به وسيلۀ ابنزبير ساخته شد، شاذروان جزو كعبه بودهاست.
آرى، در جريان بناى كعبه به وسيلۀ ابنزبير، دليل روشنى وجود دارد كه ثابت مىكند او آنچه را كه قريش از مساحت كعبه خارج كرده بودند، وارد آن كرد و در واقع بدان باز گرداند و بنابراين، بناى آن (به وسيلۀ ابنزبير)، بر اساس بناى حضرت ابراهيم عليه السلام و نه قريش بوده است. حالت دوم نيز مسلّم نيست؛ زيرا اگر از ضخامت ديوار كاسته شود، بدان معنا نخواهد بود كه ديگر بر آن پايۀ قبلى بنا نشده است و در اين ترديدى نيست و انكارش نيز لجاجت بيهوده است. واللّٰه اعلم.