190اما بناى كعبه توسط ابنزبير، مشهور و مسلّم است، علت آن نيز صدماتى بود كه كعبه بر اثر سنگهاى منجنيق ايّام محاصرۀ ابنزبير در مكه به كعبه اصابت كرده بود. در اوايل سال شصت و چهار هجرى، ابن زبير به دليل مخالفت با يزيدبن معاويه توسط لشكريان وى درمحاصره قرار گرفت، همچنين بر اثر آتش سوزى كه برخى نزديكان ابنزبير در خيمهاش به راه انداختند، باد شعلههاى آن را به پردۀ كعبه و چوب ساجِ به كار رفته در ديوار كعبه رساند. از طرفى بر اثر فرسودگى و ويرانى ديوارههايش كوتاه شده و سنگهايش پراكنده شده بود پس از آن كه به دنبال مرگ يزيد بن معاويه، حصين بن نمير از محاصرۀ مكه دست برنداشت، ابنزبير چنين ديد كه كعبه را خراب كند و از نو بسازد.
برخى با وى موافق و افراد بسيارى با او مخالف بودند كه از جمله مخالفان، ابنعباس بود.
هنگامى كه قرار شد آن را ويران كنند، بسيارى از مردم مكه از بيم آن كه دچار عذاب شوند، به منا رفتند و ابنزبير گروهى حبشى را مأمور خرابى كعبه گردانيد؛ به اميد آن كه در ميانشان آن حبشى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خبر از ويران ساختن كعبه به وسيلۀ او داده بود، يافت شود. بدين ترتيب كعبه خراب و با خاك يكسان گرديد. ويرانى كعبه به دستور ابنزبير، روز شنبه نيمۀ جمادى الآخر سال شصت و چهار بود كه (پس از آن) كعبه را بر همان پايههاى ابراهيم خليل عليه السلام بنا كرد و فضايى را كه قريش از آن بيرون كرده و به حجر اختصاص داده بود، بدان باز گرداند. و به همان اندازه كه قريش به طول آن نسبت به بناى ابراهيمخليل عليه السلام افزوده بود؛ يعنى نُه ذرع بدان افزود. بدين ترتيب طول آن بيست و هفت ذرع برابر بيست و هفت مدماك 1 گرديد.
آنگاه براى آن دو درِ چسبيده به زمين در نظر گرفت كه يكى از آنها امروزه موجود است و ديگرى كه روبهروى آن است، بسته شده است. براى اين كار و نيز آنچه را كه قريش از كعبه كاسته و به حجر افزوده بودند - از اطلاعاتى كه خالهاش عايشه به وى داد و بدان خواهيم پرداخت - بهره گرفت و براى آن سه ستون در يك رديف قرار داد و در ركن شامى، پلههايى ساخت كه از آن به روى بام بروند و ناودانى در پشت بام گذاشت كه