191(آب باران را) به روى حجر مىريخت و روزنههايى براى تابش نور در آن قرار داد. اين بود خلاصهاى از آنچه ازرقى در خبر مربوط به بناى كعبه به وسيلۀ ابنزبير آورده بود. 1و در صحيح مسلم 2 روايتى به نقل از عطاء بن ابىرباح آمده مبنى بر اين كه ابنزبير ده ذرع بر طول كعبه افزود و اين خبر اقتضا مىكند كه ابنزبير كعبه را در آن زمان كه ازرقى ادّعا كرده، ويران نكرده باشد.
ابناثير در الكامل 3 تصريح دارد كه عمارت كعبه به وسيلۀ ابنزبير در سال شصت و پنج بوده و مىگويد: گفته شده كه در سال شصت و چهار بوده است - كه اين مطابق گفته ازرقى است. و قول نخست او مطابق با روايتى است كه در صحيح مسلم آمده است؛ زيرا در آن روايت و در حديث عطاءبن ابىرباح آمده كه گفته است: وقتى در زمان يزيدبن معاويه و به هنگام يورش مردم شام به مكه، كعبه آتش گرفت و آن اوضاع پيش آمد، ابنزبير آن را به حال خود رها كرد تا مردم در موسم حج، به آنجا آمدند و پس از اتمام مراسم در ميان مردم حاضر شد و خطاب به آنها گفت: اى مردم، در مورد كعبه به من بگوييد كه آن را ويران كنم و از نو بسازم يا به مرمّت و تعميرش بپردازم و خرابىهاى آن را اصلاح كنم؟ ابنعباس به وى گفت: به نظر من بهتر آن است كه به مرمّت و اصلاح خرابىهاى آن بپردازى و خانه و حجرالأسودى كه مردم بدان اسلام آوردهاند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با وجود آن، مبعوث گرديد، دست نزنى، ابنزبير گفت: اگر خانۀ كسى از شما بسوزد، راضى نمىشود مگر آنكه بازسازى شود؛ حال در مورد خانۀ خدا چه مىگوييد؟ من سه بار استخاره مىكنم و سپس تصميم خود را مىگيرم. او پس از سه بار استخاره، تصميم گرفت كه كعبه را ويران سازد. مردم از او فاصله گرفتند تا اين كه نخستين فرد را برگزيند و خواست خدا را به مورد اجرا بگذارد، تا اين كه مردى بالا رفت و از آن بالا سنگى پايين انداخت. وقتى مردم ديدند كه بلايى بر سر او نيامد، آنها نيز چنان كردند