173به وى - گفته كه ابوالمنجّا بن اللّتى و ديگران گفتهاند، ابوعلى حسنبن احمد بزّار از ابومحمد عبداللّٰهبن جعفربن دُرسْتْوَيْهِ نحوى، از ابويوسف يعقوببن سفيان فَسَوى 1 نقل كرده كه مىگويد: عبداللّٰه بن حارثبن عبدالملك مخزومى، از محمدبن عبداللّٰهبن انسان از پدرش از عروةبن زبير، از زبيربن عوام نقل كرده كه گفت: به اتفاق رسول خدا صلى الله عليه و آله از «لِيَّه» 2 آمديم، وقتى به «سدره» رسيديم، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در كنار «قرنالأسود»، در برابر سدره ايستاد و رو به سوى «نَخِب» 3 كرد و ايستاد تا مردم جمع شدند. آنگاه فرمود: شكار در «وَجّ» و «عضاهه» حرام است و خداوند - عزّوجلّ - حرام گردانده است. حضرت اين سخن را پيش از ورود به طائف فرمود. اين حديث به همين صورت در جزء اول از «مشيخه» فَسَوى به نقل از حميدى روايت شده و در سنن ابىداود 4 و مسند ابنحنبل 5آمده، ولى به گفتۀ نووى، اسناد آن ضعيف است. نووى به نقل از بخارى مىگويد: (اين روايت) صحيح نيست. و در «الإيضاح» مىگويد: شكار در وَجّ 6 حرام است، ولى ضمانى در آن نيست.
محبّ طبرى در تحريم شكار در وَجّ دو احتمال طرح كرده، مىگويد: شايد براى حمايت از آن (شكار) باشد و در اين صورت ما بايد بدان پايبند باشيم و اين احتمال نيز هست كه در زمانى تحريم شده و سپس حرمت آن نسخ گرديده است.
نَخِب (به فتح نون و كسر خاء) وادىاى در طائف است و گفته شده كه وادىاى است در سرزمين هذيل. و «قرن» كوه كوچكى مشرف بر «وهده» است. مىافزايد: وجّ را برخى همان سرزمين طائف مىدانند كه به نام وجّبن عبدالحق از عمالقه 7 ناميده