174شده است.
و «وحّ» (با حاء) ناحيۀ نعمان است. 1 حازمى بنا بر نقل قوى كه نووى از وى كرده، وَحّ (با حاء) را ناحيۀ نعمان مىداند و مىگويد: وَجّ (با جيم) هم ممكن است با وَحَّ (با حاء) اشتباه شده باشد. و افزوده است: حازمى گويد كه وجّ نامى براى دژهاى طائف، يا نام يكى از دژهاى طائف است. همچنين در «المهذب» آورده: وادىاى است در طائف و صاحب «المطالع» گويد كه وجّ وادى است به فاصله دو روز تا مكه و محبّ طبرى نيز مىگويد كه در حديث آمده: وجَّ (مكان) مقدّس است. فاكهى نيز روايت كرده كه: از روايت خَوْلَه دختر حكيم، همسر عثمانبن مظعون نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آخرين سرزمينى كه خداوند فتح كرد، در وجّ است.
فاكهى مىگويد: سفيان بن عُيَيْنَه در تفسير آن مىگويد: آخرين غزوۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله غزوۀ طائف بود كه به جنگ با مردم طائف رفت؛ در صحاح جوهرى نيز چنين آمده است: بهترين مطلبىكه دربارۀ اين جملۀ پيامبر صلى الله عليه و آله گفته شده، متعلق است به استاد ما ابومحمد بن حافظ عبدالعظيمبن عبدالقوىّ منذرى كه مىگويد: آخرين غزوهاى كه خداوند اهل شرك را درگير آن كرد، غزوۀ طائف در پى فتح مكۀ معظمه بود. اين مطلب را مَيُورقى در كتابى آورده كه آن را «بهجة المُهَج في بعض فضائل الطائف و وَجّ» ناميده و در آن مسائل شگفتى در فضيلت طائف در مورد اين سخن الهى وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ ؛يعنى فتح مكه - روايت كرده است، طائف مهمترين و عزيزترين شهرها از نظر اوست.
مفسّران در بارۀ آيۀ لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ 2 بر آنند كه منظور از دو قريه، مكه و طائف است. خداوند - جلّ جلاله - طائف را با خانۀ خود (مكه) همرديف آورده و اين نهايت افتخار (براى طائف) است كه ارزش و اعتبار و مفهوم آن به بيان نمىآيد.