171از ابنجريج نقل كرده كه از عطا 1 شنيدم كه مىگفت: جدّه دروازۀ مكه است كه از آن وارد مكه مىشوند، ولى از آن خارج نمىشوند. ابن ابويوسف نقل كرده كه يحيىبن سليم از ابنجريج نقل كرده كه گفت: مكه پادگان و جده جايگاهِ نبرد است.
ابنجُرَيج مىگويد: اميدوارم رزمندۀ حاضر در جده، همان فضيلتى را بر ديگر رزمندگان داشته باشد كه مكه نسبت به ديگر جاها دارد.
محمدبن على صايغ، از خليل بن رجاء، از مسلم ابويونس نقل كرده كه محمدبن عمر از ضوءبن فجر نقل كرده كه مىگويد: با عَبّادبن كثير در مسجدالحرام نشسته بودم، گفتم: سپاس خداى را كه ما را در بهترين و برترين جاها قرار داد. پدرم از جدم نقل كرده كه نماز در آن هفده هزار هزار نماز و يك درهم برابر است با يكصد هزار درهم و اعمال آن به همين ميزان (برتر است) و تا شعاع ديد چشم، بينندۀ آن، آمرزيده مىشود.
مىگويد: گفتم خدايت رحمت كناد ! تا كنار دريا؟ گفت: آرى تا كنار دريا (كه شامل جدّه هم مىشود). سپس فاكهى مىگويد: ابراهيمبن ابىيوسف از يحيىبن سليم نقل مىكند كه گفت: از عبداللّٰه بن سعيدبن قنديل شنيدم كه گفت، فرقد سنجى در جدّه نزد ما آمد و گفت: من كسى هستم كه اين كتابها را مىخوانم و در كتابهايى كه خداوند نازل فرموده «جُدّه» يا «جديد» را مىبينم كه در آن كشتهها و شهدايى هست. در آن روز هيچ شهيدى برتر از آنان نبود. يكى از اهل مكه مىگويد: حبشىها در سال هشتاد و سه، به جُدّه آمدند و با مردم جدّه درگير شدند و مردم از مكه به جده آمدند. والى آنها عبداللّٰه بن محمدبن ابراهيم بود كه مردم را به جنگ در دريا روانه كرد و عبداللّٰه بن محمدبن ابراهيمبن عبداللّٰه بن حارثبن عبدالملكبن عبداللّٰهبن ابىربيعۀ مخزومى فرماندهى ايشان را به دست گرفت. اين مطلب را در كتابى كه در بارۀ بزرگان مكه بود و يكى از اهالى مكه به من داده بود، يافتم.
ابراهيم جدّ عبداللّٰهبن محمد امير مكه، همان ابراهيم معروف به امام فرزند محمدبن علىبن عبداللّٰهبن عباس برادر سفّاح و منصور است كه نوۀ وى عبداللّٰه از سوى رشيدبن