99
أمامك فانظر أي نهجيك تنهج
طريقان شتّى مستقيم وأعوج
آغاز مىشود، عباسيان را مىنكوهد و خليفه را نيز نكوهش مىكند.
سوّمين بنا
منتصر در اواخر سال 247ه . ق. بر كرسى خلافت عباسى نشست و در پى به قدرت رسيدن او، علويان شادمان شدند، چونان كه گرفتارىهاى آنان برطرف گشت و منع آنان از زيارت امام حسين عليه السلام پايان يافت. خليفه فرمان داد گنبدى بر مرقد امام عليه السلام بسازند و آنجا ستونى هم برپا كنند تا مردم از دور به سوى آن مرقد راه بيابند. خليفه، همچنين به علويان عنايت ورزيد، اموالى در اختيارشان قرار داد و آنان را به زيارت امام حسين عليه السلام فراخواند. در پى اين گشايش و اين دعوت، گروهى به كربلا هجرت گزيدند كه از آن جملهاند: فرزندان امام موسى بن جعفر عليه السلام و در مقدّمۀ آنان سيدابراهيم مجاب فرزند امامزاده محمّد عابد كه خود از پسران امام كاظم عليه السلام است، فرزندان محمّد افطس نوۀ حسين اصغر كه خود از فرزندان امام سجّاد عليه السلام است و همچنين فرزندان زيد شهيد كه ديگر فرزند امام سجّاد عليه السلام بوده است.
بنايى كه منتصر ساخت، تا سال 273ه . ق. يعنى دورۀ خلافت معتضد عبّاسى بر جاى ماند.
چهارمين بنا
در نهم ذىالحجّۀ سال 273ه . ق. و در حالى كه زائران در مرقد امام عليه السلام گرد آمده بودند، بنايى كه منتصر بر آن آرامگاه شريف ساخته بود به يكباره فروريخت. چنين مىنمايد در حالى كه مردم براى زيارت مخصوص عرفه در حرم امام حسين عليه السلام گردآمده بودند بنا بر سر آنان خراب شد و جمعى فراوان كه بدين مناسبت آنجا آمده بودند از ميان رفتند. يكى از نجات يافتگان اين حادثه ابوعبداللّٰه محمّد بن عمران بن حجّاج است كه خود از كوفيان سرشناس است و اين رخداد را هم از او روايت كردهاند. البته روشن