65پيش از مسافرت، زبانهاى عربى، فارسى و تركى را آموخت و از چگونگى مناسك و احكام دينى اسلام آگاهى يافت و ماهها پيش از اقدام به سفر مكه آمادگيهاى لازم را براى توفيق در اين سفر تهيه ديد؛ براى نمونه، خود را در حالى كه سى و سه سال داشت ختنه نمود و رنگهاى گوناگون را براى رنگآميزى پوست و موى خود تجربه كرد و نيز چگونگى پوشيدن كفش نعال و يا حمل نيزه را به خوبى آموخت.
بورتون يكى از كارمندان شركت هند شرقى معروف بود. وى پس از سالها خدمت در بخشهاى گوناگون اين شركت، مرخصى طولانى گرفت و آنگاه به دريافت كمك مالى از انجمن جغرافياى پادشاهى انگليس براى مسافرت به جزيرةالعرب و حجاز نايل گرديد و پس از تهيۀ مقدمات سفر، عاقبت در سوم ماه نيسان ( \ آوريل) سال 1853م. با نام مستعار «ميرزا عبداللّٰه» از اهالى بوشهر، از انگليس عازم اسكندريه شد.
ستيون ديردون نويسندۀ كتاب «سواركار عرب» مىنويسد: بورتون پيش از آغاز سفرش اطلاع يافت كه شخص انگليسى به نام «والين» ]Wallin[ در سال 1845م. به مكه رفته و مراسم حج را با حجاج انجام داده است، ليكن از ترس جانش، بويژه آن كه مسلمانان پس از آن كه دو تن يهودى را شناخته و اعدام نموده بودند، از نوشتن ديدهها و شنيدههايش خوددارى نموده بود، از اين رو بورتون به او نامهاى نوشت تا از تجربياتش در اين سفر استفاده نمايد، ليكن نامهاش هنگامى به مقصد رسيد كه مدتى از مرگ والين مىگذشت، به ناچار سفرنامۀ بورخارت را مورد مطالعه و بررسى دقيق قرار داد و خود را طبق اطلاعات آن سفرنامه، آمادۀ سفر به مكه نمود.
بورتون پس از آن كه چندين بار هويت و مليت خود را در مصر تغيير داد، عاقبت از راه ينبع خود را به مدينۀ منوره رسانيد و به عنوان