193
شيداى شاهد طريق بيت العتيق
شد بدشت تشنه جارى پرعطش
از كران تا بيكران دشت داغ
چشمه خورشيد را از خشم، چشم
در چنين حال و هوائى - عشق را
در چنين حالى - به وادى طلب
كاروان منزل به منزل وجد نجد
وندر آن محمل به محمل نور بود
كاروانسالار، ايمان و اميد
كاروان عشق و شوق و شور بود
فارغ از بيم و اميد هجر و وصل
ليكن از ترفند شيطان - هيچكس