194
آن حرامى مردم - از نامردمى
در كوير تشنه دشت حجاز
با صفا - صافى دلان كردند سعى
سرزنش خار مغيلان گر كند
همنواى چاوشان نغزخوان
دل زدند از شوق در درياى عشق
جمعه خونين - جهان را - جاودان
احمد نيكطلب - تهران
درد دلاى بىصدا
اينجا هوا آفتابيه
دل آدماشم آبيه
اينجا همه مهربونن