215نوشته مىشود؟ معلوم است كه بزغاله عادى و معمولى نبوده و على عليه السلام نيز آن را با رمز مىنوشته است. درك و استخراج از اين كتاب نيز فقط مخصوص ائمه اطهار مىباشد.
روزى همه فرزندان اميرالمؤمنين عليه السلام جمع بودند آن كتاب را به فرزندش محمد حنيفه كه بسيار عالم و دانا بود داد، ولى او نتوانست از آن چيزى درك نمايد. بنابراين، هر چه ائمه اطهار از وقايع بعد از خود خبر مىدادهاند همگى از اين كتاب بوده است.
شيوه ديگرى كه پيغمبر بر اميرالمؤمنين عليه السلام افاضه فيض مىكرد، كتاب مهر شدهاى است كه جبرئيل براى آن حضرت آورده است. مورخ محقق، ابوالحسن على بن الحسين مسعودى در كتاب «اثبات الوصيه» نقل مىكند: جبرئيل با فرشتگان مقرب، كتاب مسجلى را از جانب پروردگار براى پيغمبر صلى الله عليه و آله آورد و عرض كرد به جز وصى شما بقيه افراد حاضر در مجلس، بيرون روند تا كتاب وصيت تقديمتان گردد. پيغمبر هم از همه اطرافيان حاضر به جز على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام خواست تا بيرون روند. سپس جبرئيل گفت:
يا رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ! خداوند به شما سلام مىرساند و مىفرمايد: اين عهدنامهاى است كه با تو پيمان بستم و ملائك گواهى دادند. آنگاه آن كتاب را از جبرئيل گرفته و به على عليه السلام داد.
پس از قرائت آن كتاب فرمود: اين عهد پروردگار من به سوى من است و امانت او است.
پس به تحقيق پيام حق را رسانده و ادا نمودم. اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: من هم به تبليغ، نصيحت و راستى بر آنچه كه گفتى شهادت مىدهم. چشم، گوش، گوشت و خونم به آن گواهى مىدهد. سپس رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله به امام على عليه السلام فرمود: اين وصيت من از جانب پروردگار است. آن را از من بگير و وفاى به آن را قبول و ضمانت نما. على عليه السلام آن را قبول كرد و يارى بر آن را از خداوند سبحان خواست.
در آن كتاب، با اميرالمؤمنين عليه السلام شرط شده است كه «دوستى با دوستان خدا، و دشمنى با دشمنان خدا و برائت و بيزارى از آنها، بردبارى و صبر بر ظلم و ستم و فرو نشاندن آتش غيظ و غضب وقتى كه حق مسلم تو را ازتو سلب و خمس تو را تصرف نمايند و حرمت تو را نگه ندارند و محاسنت را با خون سرت رنگين كنند.» در پاسخ، اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: قبول نمودم كه اگر حرمت مرا شكستند، سنت را تعطيل، احكام كتاب را پاره، كعبه را خراب و محاسنم را از خون سرم خضاب كنند، صبر و تحمل و