216بردبارى پيشه كنم. آنگاه جبرئيل و ميكائيل و ملائكه مقرب را بر اميرالمؤمنين شاهد و گواه گرفت. آنچه را به على رسانده بود به فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام نيز رساند و تمام وقايع را براى آنها شرح داد. سپس آن وصيت نامه را با مهر طلايى كه آتش نديده بود، ممهور گردانيد و تحويل على عليه السلام داد.
اما برخى از وقايعى كه معصومين از آينده خبر دادهاند براى نمونه در زير آورده مىشود.
1 . ابن ابىالحديد معتزلى در جلد اول شرح نهج البلاغه از رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه به على عليه السلام فرمود: «به زودى بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگ مىكنى.» 1مورخين در تاريخ ثبت نمودهاند كه بعد از حدود سى سال، امام على با ناكثين (اهل جمل، به اغواى طلحه و زبير و به رهبرى عايشه)، قاسطين (اتباع معاويه و عمرو عاص در واقعه صفين) و مارقين (خوارج نهروان) جنگيد.
2 . در شرح مواقف، ماجراى عهدنامه مامون خليفه عباسى و امام هشتم را نوشته كه پس از آنكه مامون با زور و تهديد، امام رضا عليه السلام را مجبور به قبول ولايتعهدى خود نمود، عهدنامهاى نوشت و آن را براى امضا نزد امام رضا عليه السلام بردند. امام شرحى بدين مضمون بر آن نوشت: «... به درستى كه او مرا به ولايتعهدى و امارت بزرگ مسلمين منصوب كرد. اگر بعد از او زنده بمانم كه جفر جامعه دلالت بر خلاف آن دارد (يعنى بعد از او زنده نخواهم بود) نمىدانم كه تحولات روزگار نسبت به من و شما چگونه خواهد بود (يعنى مىدانم). حكم از آن خدا است كه به حق بين افراد داورى خواهد كرد. او بهترين جدا كننده حق و باطل است (خير الفاصلين).» سپس امام رضا عليه السلام عهدنامه را امضا نمود.
3 . ابن ابىالحديد در جلد اول شرح نهج البلاغه آورده است: شخصى در مسجد از جا برخاست و از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيد: بگو ببينم كه در هر طرف سر و صورت من چقدر مو وجود دارد؟ حضرت فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا خبر داده است كه در پاى هر