139شناسايى كرد و خود را به پيغمبر رسانيد و آنها را معرفى نمود. هفت نفر از توطئه گران از بنىاميه بودند. حضرت به حذيفه دستور داد تا رازدارى نمايد؛ زيرا خداوند نگهدارنده او مىباشد. در ابتداى شب، كمى بعد از غروب خورشيد، خود پيغمبر جلوتر از بقيه حركت نمود. عمار ياسر مهار شتر را از جلو گرفته بود و حذيفه شتر را از عقب مىرانيد.
وقتى به گذرگاه باريك رسيدند، منافقين كه ظرفهايى را پر از ريگ كرده بودند با سر و صدا به طرف شتر پرتاب كردند تا شتر رَم كرده و آن حضرت را به دره عميق پرتاب نمايد. آنگاه منافقين فرار كردند و در وسط جمعيت پنهان شدند؛ ولى همانطور كه پيغمبر به حذيفه نخعى فرموده بود، خداوند آن حضرت را محافظت نمود.
سعد بن عباده از اصحاب كبار بود كه با ابوبكر و عمر بيعت نكرد، باتفاق جمهور مورخين از شيعه و سنى در شام ماند تا اواسط خلافت عمر كشته شد. پس اقتداكردن به او و مخالفت با عمر و ابوبكر به حكم حديث راه هدايت است.
طلحه و زبير از اصحاب بودند كه در مقابل خليفه چهارم قيام كردند و باعث كشته شدن عده زيادى از مسلمين شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله دربارۀ اميرالمؤمنين فرموده بودند:
حربك حربى ؛ چگونه مىشود عمل آنها را حمل بر صحت كرد؟! اجتهاد مقابل نص؟!
ابوهريره كذاب نيز از جمله اصحاب بود كه عمر - خليفه ثانى - او را به جرم احاديث دروغ نسبت به پيغمبر تازيانه زد. سمرة بن جندب نيز كه حديث وضع مىنمود، از صحابه بود.
بهطور كلى اگر دو نفر از صحابه دو راه مخالف يكديگر را برگزينند، در اين صورت حداقل يك نفر از آنها بر باطل رفته است. اكنون كه مطابق حديث مذكور، صحابه راهنما و هادى امت هستند، مسلمانان بايد از كداميك پيروى نمايند تا هدايت يابند؟
اگر پاسخ اين است كه بايد بررسى شود كدام يك راه حق را مىروند، در اين صورت حديث فوق از درجه اعتبار ساقط مىگردد و بدين معنا است كه نمىشود بر