77كنند؛ همانگونه كه مسلمانان صدر اسلام، به سبب كفر جامعه جاهلى، چنين كردند تا جماعتى تشكيل گردد كه بتواند دولت اسلامى را تشكيل دهد. آنان چنين عصرى را «تمكين» مىنامند. 1
نقد
اولاً: آنان با اعتقاد به اينكه اسلام، دين كاملى است، چنين تقسيمى را معتقد شدند و بر ترك احكام مدنى و حليت ازدواج با زنان مشرك و حليت خوردن ذبائح مشركان، اصرار دارند.
«مستشار سالم على بهنساوى»، در كتاب «الحكم و قضية تكفير المسلم»، مىنويسد:
لقد اجريت حوارا مع احد قادة هذا الفكر وسألته: إن كان المجتمع كافراً وزوجاتهم قد كفرن فما سبب الامساك عليهنّ والله يقول: (وَ لاٰ تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوٰافِرِ) .
قال: انّنا في عهد الاستضعاف، اي العهد الملكي حيث يباح زواج المشركات.
قلت: فما دليلك الشرعي في هذا الحكم؟
هذا مافهمناه عن سيد قطب... 2
من با يكى از رهبران اين انديشه، گفتوگويى نمودم و از او سؤال كردم: اگر جامعه، كافر است و همسران مردان نيز كافرند، چرا زنهاى خود را نگاه داشتهاند؛ درحالىكه خداوند مىفرمايد: «و هرگز زنان كافر را در همسرى خود نگه نداريد».
او گفت: «ما در عصر استضعاف هستيم؛ يعنى عصر مكى كه داشتن همسر مشرك، جايز بود».
گفتم: «دليل شرعى تو بر اين حكم چيست؟»
گفت: «ما اين مطلب را از سيد قطب فهميدهايم...»
ثانياً: همچنين مستشار سالم على بهنساوى، در نقد آنان مىگويد: