78انّ الذي يلفت النظر ويحيّر عقل كل لبيب انّ هؤلاء الذين يفاصلوننا لانّنا كفار بزعمهم بدعوى انّنا لم نكفر الحاكم وهو كافر لمشاركته الله في التشريع وبالتالي لم يكفر الكافر فهو كافر وايضاً لانّنا لانكفر المحكومين وهم كفّار اذا رضوا بحكم الكافر هؤلاء يأكلون ذبائحنا كما يأكلون ذبائح الحكام والمحكومين ولهذا قيل لهم: انّ هذه ذبائح الكفرة والمشركين فلماذا تأكلون منها... .
منهم من قال: انّ الله تعالى يقول: (وَ طَعٰامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ حِلٌّ لَكُمْ ) ، فقيل لهم: انّكم لا تعتبروننا اهل الكتاب... . 1
آنچه درخور توجه است و عقل هر خردمندى را متحير مىسازد، اين است كه آنان، ما را از خود جدا مىكنند؛ زيرا به گمان آنان ما كافريم؛ چون حاكم را تكفير نكردهايم؛ درحالىكه حاكم، كافر است؛ چون خود را شريك خدا در تشريع، به حساب آورده است و هركسى كه كافر را تكفير نكند، كافر است. همچنين [آنان ما را از خود جدا مىدانند]؛ زيرا ما جامعه را تكفير نمىكنيم؛ درحالىكه در صورت رضايت به حكومت كافر، افراد جامعه كافرند. اما با اين حال، آنان از قربانىهاى ما مىخورند؛ همانگونه كه ما قربانىهاى حاكمان و مردم را مىخوريم و براى همين، به آنان گفته مىشود: «اينها قربانىهاى افراد كافر و مشرك است، چرا از آنها مىخوريد؟!...».
برخى از آنان، در پاسخ مىگويند كه خداوند متعال مىفرمايد: «و طعام اهل كتاب، براى شما حلال است». به آنان گفته مىشود: «شما ما را از اهل كتاب هم، به حساب نمىآوريد... .
د) كفر به طاغوت
مفهوم «طاغوت» در اصطلاح سلفيه جهادى معاصر، از مفاهيم و عناوين متداول است. «شيخ محمد حامد فقى» در توصيف آن، مىگويد: