75كفر و گاهى مقصود از آن، جاهليت معصيت است و اين بر حسب نوع عملى است كه جامعه، به آن متصف شده است. بدينسبب، هرگاه كسى مشاهده كرد مسلمانان شرب خمر مىكنند و عنوان جامعه جاهلى را بر آنان اطلاق نمود، نمىتواند آنان را تكفير نمايد؛ زيرا اين عمل آنان، معصيت است و كفر به حساب نمىآيد.
خامساً: با مراجعه به عبارات سيد قطب، مىتوان به اين نتيجه رسيد كه مقصود او از جامعه جاهلى، جاهليت كفر است؛ نه جاهليت معصيت؛ زيرا او، از حاكميت برخى از بندگان بر ديگران و نفى حاكميت خداوند متعال بهطور مطلق، سخن به ميان آورده است كه اين مطلب، شامل جامعهاى مىشود كه هيچيك از گزارههاى اسلامى بر زندگى آن، حاكميت ندارد؛ مانند جوامع كمونيست يا بتپرست؛ مثل هندوها و بودائىها. بنابراين مىتوان مراد از جاهليت را جاهليت كفر گرفت كه هجرت از آنجا، در صورت ممكن نبودن برپايى احكام اسلام، لازم است.
سيد قطب درباره اينگونه جوامع، مىگويد:
وهذه المجتمعات بعضها يعلن صراحة علمانيته وعدم علاقته بالدين أصلاً وبعضها يعلن أنه يحترم الدين ولكنه يخرج الدين من نظامه الاجتماعي أصلاً ويقول: إنه ينكر الغيبية ويقيم نظامه على العلمية باعتبار أن العلمية تناقض الغيبية! وهو زعم جاهل لا يقول به إلا الجهال وبعضها يجعل الحاكمية الفعلية لغير الله ويشرع ما يشاء ثم يقول عما يشرعه من عند نفسه: هذه شريعة الله! 1
برخى از اين جوامع، به صراحت، موضع خود را اعلام مىدارند كه خود را از دين جدا كردهاند و هيچگونه ارتباطى با دين ندارند و برخى از آنها نيز اعلام مىدارند كه براى دين، احترام قائلاند. ولى دين را بهطور كلى، از نظام اجتماعى، خارج مىكنند و مىگويند: ما منكر غيب بوده و نظام آن را بر دانش «بشرى»، استوار كردهايم؛ زيرا علم با غيب، در تناقض است. بىترديد، اين گمانى است باطل كه بهجز