58اينگونه حاكمان، گرچه صلاحيت براى حاكميت ندارند، ولى در صورتى كه چنين حكمى كردند، نمىتوان آنان را كافر به حساب آورد؛ زيرا اقرار به شهادتين، ميزان در اسلام است. با وجود اين تقسيم، پى مىبريم كه نمىتوان همه انواع حاكمان فاسق را تكفير كرد.
د) جاهليت
مفهوم جاهليت، در سخنان و عبارات سيد قطب، بسيار مشاهده مىشود و مقصود او از آن، يك مرحله تاريخى خاص نيست. بلكه حالت و وصفى است كه در وضعيت يا نظامى خاص، تحقق مىيابد. ازاينرو جامعه جاهلى نزد او، هر جامعه غيرمسلمان است؛ به تعبير ديگر، منظور وى تمام جوامعى است كه امروزه روى زمين وجود دارند كه از جمله آنها جوامعىاند كه ادعاى مسلمان بودن دارند؛ گرچه نماز مىخوانند و روزه مىگيرند و حج بجاى مىآورند و به وجود خداوند سبحان اقرار دارند. او معتقد بود كه مردم اين زمان، مسلمان واقعى نيستند و ازاينرو بايد آنان را از جاهليت غوطهور شده در آن، به اسلام بازگردانيد و مسلمانانى جديد، تربيت كرد.
قوام جاهليت در نظر سيد قطب، براساس تعدى بر سلطه الهى در زمين، به ويژه مهمترين خصوصيت عبوديت، يعنى حاكميت است. او معتقد بود جامعه جاهلى، حاكميت را در افكار، ارزشها، شرايع و قوانين، به بشر داده و خدا را از زندگى، كنار گذاشته است. 1
او مىگويد: «ما امروزه در جاهليتى، همانند جاهليت صدر اسلام، قرار داريم». 2 ازاينرو، وى معتقد است كه بر تمام جوامع بشرى موجود در شرق و غرب عالم، عنوان و وصف جاهليت منطبق است و بايد آن را تغيير داد و انقلاب نمود.
به تعبير ديگر، او جامعه جاهلى را جامعهاى مىداند كه بندگىاش را خالص براى