57خودش قسم ياد كرده است كه او، مؤمن نيست. اما كسى كه ملتزم به حكم خدا و رسولش در باطن و ظاهر است، ولى نافرمانى كند و از هواى نفس خود پيروى نمايد، او همانند ديگر گناهكاران است.
سه - حاكم شككننده
گاهى حاكم به غير ما انزل الله، در حكم دين، شبهه و شك دارد؛ زيرا در جامعهاى رشد كرده كه شبهات زيادى بر دين، وارد شده است. ازاينرو فكر مىكند كه حكم خدا در اين عصر، اجرا شدنى نيست و قانونهاى ديگران در اين زمان، قابليت بيشترى براى اجرا دارد و اين، در حالى است كه او تصريح به اسلام و ايمان و اقرار به شهادتين دارد.
درباره اينگونه از حاكمان، مىتوان ادعا كرد كه اگر حكم به غير ما انزل الله را از روى نفاق و كفر به خدا، انجام نداده و اظهار به آن نكرده و شك و شبهه او نيز مستقر نشده است، نمىتوان او را تكفير نمود؛ گرچه اعتقاد او به هماهنگ نبودن برخى از احكام دين با مسائل اين زمان، باطل است.
چهار - حاكم معتقد به برترى حكم الهى
گاهى حاكم به غير ما انزل الله، معتقد به برترى حكم الهى است. ولى گاهى براى جلب خشنودى مردم يا ترس از مخالفان، آن را به اجرا نمىگذارد و در نتيجه، به غير ما انزل الله، حكم مىنمايد.
حكم كردن به كفر اينگونه حاكمان نيز بعيد به نظر مىرسد؛ گرچه كار آنان، از گناهان كبيره، به حساب مىآيد.
پنج - حاكم جاهل به حكم الهى
برخى از حاكمان مدعى اسلام، به شهادتين اقرار دارند. ولى گاهى به حكم اسلامى جاهل مىباشند يا از اينكه بايد حكم به ما انزل الله نمود، غافل يا جاهلاند.