217او نيز مىگويد: «وظيفه ما، پيروى از آن چيزى است كه در قرآن آمده و از رسول خدا(ص) به سند صحيح، رسيده است».
و در آخر مىگويد كه اين حديث، باطل و دروغ بوده است و به دلايل زير، از توليدات اهل فسق، به حساب مىآيد:
1. اين حديث، از طريق نقل، ثابت نشده است؛
2. صحيح نيست كه پيامبر(ص) امر كند به چيزى كه از آن، نهى كرده است. مىدانيم كه پيامبر(ص) خبر داده كه ابوبكر در فلان تفسيرى كه داشته، به خطا رفته است و نيز عمر در فلان تأويل، دروغ گفته است... و محال است كه پيامبر(ص) امر كند مردم را به پيروى هركدام از اصحاب كه به يقين، خطاكار نيز بودهاند و اين لازم مىآيد كه پيامبر(ص) به پيروى از خطا، امر كرده باشد و حضرت از اين كار، منزه است؛
3. در اين حديث، گفتارى باطل است و هرگز نمىتوان آن را به پيامبر(ص) نسبت داد؛ زيرا بىترديد، كسى كه جهت مَطلع جُدَى را اراده كرده است؛ ولى به دنبال مَطلع سرطان برود، هدايت نخواهد شد. بلكه به گمراهى خواهد افتاد؛ زيرا هر ستارهاى هدايتگر هر راهى نيست. پس اين تشبيه، درست نيست و واضح شد كه دروغ است و سقوط آن از اعتبار، بهطور ضرورى، واضح است.
همچنين از ابنحزم نقل كرده است كه او درباره اين حديث، مىگويد: «خبرى است دروغ، جعلى، باطل و غيرصحيح». 1
بررسى دلالت حديث
متن حديث «نجوم» نيز، بر فرض صحت سند، قابل مناقشه است؛ زيرا آيا كسى مىتواند باور كند كه همه صحابه بعد از پيامبر(ص)، بر طريق مستقيم بودهاند؟! آيه همه