162سادساً: درباره روايت منسوب به حضرت على(ع) مىگوييم: اين روايت با روايت عدم مسح بر خفين كه از آن حضرت رسيده، مخالف و متعارض است. ضمن آنكه مىتوان اين دو روايت را اينگونه جمع كرد كه روايت مسح رسول خدا(ص) را حمل بر قبل از نزول سوره مائده دانست.
گفتنى است خود نويسنده نيز درباره تقديم نقل بر عقل، به اين آيات، استدلال كرده است: خداوند مىفرمايد: (ثُمَّ جَعَلْنٰاكَ عَلىٰ شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهٰا) ؛ «سپس تو را بر شريعت و آيين حقى قرار داديم؛ از آن پيروى كن». (جاثيه: 18)
همچنين خداوند مىفرمايد:
(شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مٰا وَصّٰى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ وَ مٰا وَصَّيْنٰا بِهِ إِبْرٰاهِيمَ وَ مُوسىٰ وَ عِيسىٰ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لاٰ تَتَفَرَّقُوا فِيهِ ) (شورى: 13)
آيينى را براى شما مقرر نمود كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم، اين بود كه همان دين [خالص] را برپا داريد و در آن، تفرقه ايجاد نكنيد.
و نيز به اين آيه، استدلال كرده است:
(وَ أَنْزَلْنٰا إِلَيْكَ الْكِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتٰابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ عَمّٰا جٰاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنٰا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهٰاجاً) (مائده: 48)
و اين كتاب (قرآن) را به حق، بر تو نازل كرديم؛ درحالىكه كتب پيشين را تصديق مىكند و با آنها هماهنگ است و نگاهبان و حاكم بر آنهاست. پس بر طبق آنچه خدا نازل كرده، ميان آنها حكم كن و از هوا و هوسهاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! ما براى هركدام از شما [امت]، آيين و طريقه روشنى، قرار داديم.
در پاسخ، بايد گفت: